Machine transcription
له
در هزار و سه صد و نه شــد ســـند حال مرا
از طفیل خادمان آن دلیل کاروان
زاشتیاق دوستان و خانه واهل وعیال
از حرم پرون شدم صد آه و افسوس و فغان
چون بکوهستان رسیدم بر سرم سودا رسید
آستان بوس ضیاءُ الملةِ و الدین از
از قوی درفعل آمد آنچه در سر داشتم
آستان بوس جنابش را نمودم از زمان
۱
سنه یکهزار و سه صد و نه
یک خبر واخیراً در خیر مانده بود که
استاد میر شیخ ابراهیم سعید
مصری همراه اهل و عیال طفال
خود از مکه معظمه روانه مدینه
منوره شدند فقیر نیز همراه اوشان
همان سیپاره مابقی را در مسجد نبوی علیه
الله علیه وسلم در روضه مطهره تا پنجشبنه دوم
رمضان تمام کردم پس از ان روز مهر بکر دند که ماهها
در اینجا بوجود است
از انجا رخصت گرفته روانه شدم
تا رســیحا نه رســـــید م
۲
یعنی در خانه که رسیدم
سودا بسرم زد که از آستان بوس
امیر وقت و پادشــاه زمــان خود
حضرت ضیاء الملة والدین باید که
نیاز حاصل کنم
۳
بودن شی در قوه آن هست که امکان
وجود خارجی در شئی باشد
لکن در بوجود نیامده باشد
در فعل آمدن موجود شدن شی است
در خارج در کوهستان وقتیکه اومدم چون
آستان شاه در وقت سودا
بالقوه بود و قتیکه بحضور
رسیدم بالفعل شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
