Machine transcription
١٥٧
وكَذلِك رُؤُس اهلِ الحرْبِ لا نَها مَثلة مکروه بود بردن سرهاى بغات بوى
و همچنين مكروه است سرهاى اهل جنگ زیرا كه اينها مُثله است
اطراف همچنین ست سرهاى كفار زیرا كه اين ها مُثله است وجَوَزْه بَعْضُ
دروا داشته اند بعضى
المشايخ لوْفيه كَسْرُ شَوْكَتِهمْ اوْ فَراغ جایز گفته بعضى مشايخ اگر بود در فضل سرها
علماء اگر بود در بريدن شكستن دبدبه ایشان یا باشد در نقل فارغ بودن
ايشان شكستن شوكت ايشان و یا بود فراغ ازيشان درین نقل دیگريم مكروه تحريما
و مكروه تحریمی است
بَيْعَ السِّلاحِ مِنَ أَهْلِ الْفِتْنَةِ انْ عَلِمَ لاَنَّهُ اِعَانَةٌ عَلَى الْمَعْصِيَةِ
فروختن سلاح از اهل بغى باکره دانسته شود زیرا که این اعانت کردن بر گناه ست
در محارب یعنى مكروه وحرام بود فروختن سلاح بر اهل فتنه اگر معلوم بود
ایشان زیرا كه این اعانت است بر معصيت ولا لا مامُ بِالْخيَار فى اسيرهم
پادشاه مخیر است در بنديهاى ایشان
ان شَاءَ قَتَلَهُ وَانْ شَاءَ حَبَسَهُ حَتّى يَتُوبَ أَهْلَ الْبَغْىِ فَانْ تَابَ حَبَسَهُ اَيْضاً
اگر خواهد بكشد او را و اگر خواهد قيد كند او را تا زمانيکه توبه كنند باغیان پس اگر توبه كرد قيد كند او را نيز
حَتّى يُحْدِثَ تَوْبَةً وَلا يُنفِقُ اليهِمُ الاِمَامُ مِنْ بَيْتِ المَالِ لِمَا فِيهِ
تا كه نو كند توبه خود را و نفقه نفرستد بسوى باغیان پادشاه از بیت المال زیرا که دران
مِنَ الإِحْسَانِ عَلَى الْبَاغِى وَلَوْ انْفَقَ كَانَ دَيْنا عَلَى الْبَاغِى١٢ عالمگيريه
از احسان بر باغى است و اگر نفقه داد هست دین بر باغی
قَالَ اللهُ تَعَاوَان طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَاَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ
و اگر دو طایفه از مسلمانان با هم جنگ كنند صلح در پس صلح كنيد در ميان ان ها پس اگر
احديهُمَا عَلَى الأُخْرىٰ فَقَاتِلُوا لَتِى تَبْغِى حَتّى تَفِيءَ إِلَى امْرِ اگر دو طايفه از مومنان محاربه
يكى بر ديگرى پس بكشيد سر آنطایفه را كه خروج كرده تا بگردد طايفه اباغى بحكم خدا
كند با هم پس صلح کنید میان هر دو و امر معروف بایشان کنید واگربغى
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
