Machine transcription
١٥٩
وَلَوْ عِنْدَ الْحَاجَةِ یعنی ما را جایز بود که مقاتله با سلحه و اسپان ایشان کنیم نزد
اگر چه نزد ضرورت باشد
حاجت ما و جایز نبود نفع بر داشتن بدون اسلحه و اسپان اگر چه حاجت داشتیم
باشیم وَلَوْ قَالَ الْبَاغِي تُبْتُ وَالْقَى السِّلَاحَ مِنْ يَدِهِ كُفَّ عَنْهُ اگر باغی گفت که
و اگر گفت باغی تو به کردم و انداخت سلاح را از دست خود منع کرده میشود ازو
تو به کردم و انداخت سلاح را از دست خود منع کرده میشود ازو یعنی جایز نبود کُشتَن
وَلَوْ قَالَ كُفَّ عَنِّي لاَنْظُرَ فِيْ اَمْرِيْ لَعَلِّيْ اَتُوْبُ وَاُلْقِيَ السِّلَاحَ كُفَّ عَنْهُ
و اگر گفت پس منع شويد از من كه به بينم در کار خود تا این که تو به کنم و انداخت سلاح را منع می شود ازو
اگر باغی گفت دست بردار تو از من تا فکر کنم در کار خود شاید که تو به کنم
واندخت سلاح را منع شود قتل از ایشان وَلَوْ قَالَ اَنَا عَلٰی دِیْنِكَ وَمَعَهُ
و اگر گفت من بر دین تو ام
سِلَاحُ لَا لِأَنَّ وُجُوْدَ السِّلَاحِ مَعَهُ قَرِيْنَةٌ يُعَيِّنُ مُضِيَّ لِقَاهُ كُفَّ عَنْهُ وَاِلَّافَلَا اگر باغی
سلاح معه منع نشوند زیرا که به تحقیق بودن سلاح با او دلیل بغا و سرکشی اوست پس هر گاه که انداخت سلاح را منع شوند
گفت که من در اطاعت توام و بود با او سلحه منع قتل از وی نشود چه وجود سلها
همراه او علامه بغی ایشانست پس هر وقت که اسباب جنگ را اندخت او را
نکشد و اگر سلحه را ناندخت بکشد او را وَقَتْلَانَا شُهَدَاءُ کشته شدگان اهلسنت
کشته شدگان ما شهیدان اند
وَلَا يُصَلّٰى عَلٰی بُغَاةٍ بَلْ يُكَفَّنُوْنَ وَيُدْفَنُوْنَ نماز داده نشود
و نماز جنازه مرده نمی شود بر باغیان بلکه کفن کرده می شوند و دفن کرده می شوند
بر بغات بل کفن داده شوند و دفن شوند وَيُكْرَهُ نَقْلُ رُءُوْسِهِمْ إِلَى الْاٰفَاقِ
و مکروه است نقل سر های باغیان بسوی اطراف
وكذاك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
