Machine transcription
بقیه میزوقایع صفحه
یاغی شدن محمد جعفرخان ولد حاجی رستم خان اقار در قلعه فداغ لار برصد علوی خود حاجی علینقی خان که پرحسن خان و میرزا مصطفی خان
پسر حسنعلی خان او با دو عراده توپ بدفع مشارالیه رفتند آمدن نواب سعد والا امیر خان سردار سپهسالار ایران بخراسان
و فرود آمدن بمنزل جناب نایب التولیه و سان سپاه را دیدن در این سفر معیت اثر جناب نصیر دفتر و جناب اجودان باشی همره راه
بودند و خوانیق خراسان که نوکری آنها اسمی بود در سیمی خود بعضی بزحمت تا اسب تازی بیمار و کسبه را بهمان غاز نموده داخلا
ساختند و مدتی از خود مبلغها متضرر شدند تا اسباب سان سوار آنها فراهم آمد و دخل سپهسالار از وجه نقده و اسب و شال و فیروزه
و قالیچه و اجناس متفرقه یکصد و هشتاد هزار تومان شد نصب حضرت والا شاهزاده سلطان عبدالمجید میرزای یمین الدوله در قصر
صاحبقرانیه در وز ۱۱ جمادی الثانیه جشن میلاد همایون بمنصب جلیل صدارت عظمی که در خور شأن و مناسب رتبه آن وجود محترم است فوت حاجی آقا رضا
چون ببزرگی و کفایت و کاردانی منفرد و در امور مملکت داری و حفظ حقوق شه و با ژه ساعی و جاهید است خداوند پایدار و برقرار آقا شیخ محمد علی پیشنماز
و غریب نواز و دشمن گدازش فرماید خفت سردار شیراز که اشعار تاریخ و غیره را صدمه زیاد رسید استقبال حضرت مسجد شاه یوم شعبان
والا شاهزاده شعاع السلطنه والی مملکت فارس از خلعت همایون با مراسم شایان ورود حضرت مشار علیه ثقه الاسلام جمله احداث رعا
نجفی از اصفهان بطهران ورود و اقامت قونسول روس بتبه وس جندر عباس که تا آنوقت قونسول نداشتند حرکت حضرت رعیت انگلیس در شهر
مشهده مقدسی که باعث دلهره آک شده و بزرگترین آنها شش ستاره وزن آید قطم هزار و صید بیست و دو رفته از هجرت و خسارت بی انتها شد
آنجا با بالی بحرین هم
به بیست و دو هم نورد به پستی قضا و قدر محرک رعبیت بهنگام خیر و شهر ز ابر تیره که بر با طنش محشر در از و پهن و مدور شکلهای هبا
که هر که دید برانها ز خوف کرد حذر شکست شیشه ایوان کس از در ودیوار با قتضای سفر کا و و چنین بی بهر پیاده کار نوشتم که عاقلان دانه
کنند خدای باستان کونه پرده نمونہ زقیامت بخلق دادی نشان که کس نبود در اندم بفکر و خیشت پر باین و در وزه دنیا و عمر کوته خویش
خوشش انکه غره بناشد بروزی که بر وز و بائی در خراسان و شهر مشهد اندرون ۲۷ ربیع الثانی الی ۲۲ جمادی الثانیه گذشت آن مرض
با بائی بخراسان از دهم جمادی الاولی الی ۲۲ بود و پس از آن با غلب بلاد هم سرایت نمود وفات نواب والا شاهزاده محمد رضا میرزا
سهام الملک متولی باشی آستان قدس فوت میرزای صبوری ملک الشعراء خراسان و میرزای گوهری سید و رحمت الله ضیاء و حاجی میرزا
زین العابدین طبیب یزدی معروف (نظم لمؤلفه) وبائی ندیدم بدان سمه که خلقی بمیرند از واهمه
ز پیر و جوان مردمان دلیر همه بد کلوبسته طوقی زسیر یکی ساغر باده بشکسته بود یکی باب میخانه را بسته بود
یکی تو به برآواز دفنے نمود یکی ترک از خوردن می نمود یکی با تدنس جدار اشناخت یکی زهر را عاریت پیشه ساخت
یکی سوخت اسباب عیش و صفا یکی ماند از ترس مردن حمار یکی تار وطنبور خود را شکست یکی رشته حیلہ آور د دست
یکی پول تنزیل خیرات کرد یکی مسجد در مبرات کرد یکی از خدا خواست عمر دراز یکی رفت مسجد برای نماز
یکی بنده تحت الحنک را کشد یکی کفش نعلین در پا نمود یکی شد میلاق از بیم جان یکی مبتلا گشت در نت از هیجان
یکی رفت واطفال خود را گذاشت یکی چاره غیر مردن نداشت بسی ماهرویان پر ناز وفر گرفتند بر خاک مدفن مقر
گزردی بر بچیده و شوخ و شنگ نمودند ماوای خود گور تنگ دل از کف ربایان زیبا صنم فتادند در بستر درد و غم
زو خوبان و مونس بیماران شوم گرفتند خاک سیه در کنار زلتر له سخت در ور شیر که باعث خرابی و اتلاف نفوس زیاد
شد (چین) متحیر ماندن دولت و ملت آسمانی چین در مسئله محاربه بروس رو ژاپون که باطناً فتوحات ژاپون را
طالب اند و ظاهر خوف از روسیان بودند که مبادا فتح نمایند و بدولت چین مدعی شوند لہذا بطور آشکار جانبداری هیچیک را قبول
نمیکردند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
