BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 51

Page 51

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 51 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

ضياء المعرفه صفحی ۴۳ و اما اندرسترنک نفس ششم برہانه یحق الحق وبنی المطلق تمام شہر تقیسم بلوک و محلات است آسوی اهالی شهر اسامی محلات ان چهار است اول نوین دویم صنبور سویم اویه چهارم کنخ برتر اعارین وایات املاک وابسته از حیوانات شناختی مساحت استعال ان هاخته میباشند و اکثرا اهالی بین چهار ولایتر قست میشوند از محلات نامی برای اویست که حصر فرسنک در طول و دوازده الیم ها فرسنک وعرض شبیه دار میگویند محل چرا دو یا چمن محلات زیرت که تمام گوسفند اند واطراف و حوالی اهالی بلوکات سال و ضما در آن اراضی چرامیواند اسامی شه بلوک شیرها اول بلوک انسان ۲۰ بلوک کمبراق معلم بلوک توران شاپنمان هم بلوک کنده ۵۰ بلوک خیابان میگویند که جوی ساده و جو نو کار آباد رو در خانه کوئی اهلی لطیف جنوبی شهر کاپند باغدیم فراق است دونهبر بزرک جاری از رودخانه و علاوه بر انها بعضی قنوات هم دارد ۶ بلوک بخیل ۷ بلوک عدی سیزان ۸ بلوک الدنجان ۹ بلوک کار آباد آب شیرین از نهر انجیل است اهالی شهر و اطراف این بلد مردمان عیاش وملذوق و سرشاسان قایل تشویق بمرتبشید و ارسلت سرتی کاجا معرفت ایجابست جا ملاحظه وسواد و ضنا سخاوت ونان ده و متعرض کار حکومت و ولایت و پیرا یه بند و باز کات و ملکی یکدیگر و بر نفاق میلی اتفاق و بعضی نشاء وتهمت بند و حسود و بخیل و بی سرشان در غازه اہل وشجا و سلف طلب وسخن چین و کردنی است و میر جشم طالب سیقی و ترقی وفرہنکند وبی تجربدہ با موس ظاهری جا بد ومایل اعقاب مشتاق بے خوش خوراکی که خورا کہ آنها از افغان و ایران ترکی بستان و معموال شایا که در شته لاباء و یا باعتقاد و مخترع اشتهار رخبار و تے ودے شیر دستی آن بربیت و مزیست مال و دلعبل همیشه میطند آب و هوای هرت بسیا د فجا که غلط ہائیش سلاطین گذشته بوده که میگویند هره دان است و بخا آن مطوب بخیر و وعفونت بر فصول اربعه آن بقواعد نزدیک کمن صیف آن بلند نوشته نه هرات نزهت قرین کا نخله الدین داند وحدت آن بخا یا بر ایران وبچنه صفه د ولت بسته روس منتھی میشود و قمر د اقلیم کا تا بتہای بامیر و از خنه تا بربستان و از جایی تا عور است میوه خوب آن فقط انگوری شیر مربیانکی زرد برق و کورسفید و مغزی خطایی قره کورت و قره شانیست میمنه شهری بین برکات با سوخته فرسنگ صاف دارد و سرد است تخیر که نوعی از قواکه است ناوی یعنی ناحیه تول با صطلاح شهر در شده او لادرا کوبید تا مین شوال مین ستمان جلیداد و پیخ واقع است اھالی آن از طوایف از یک چغتای و افغان مشترک و بسیار مردمان از یکماہ اوس متفق نیستند آب و ہوای آن بستر سرد مهرد دمات و محور شین بسیار دارد همیشه نقره مد لباس سکن دل املی صفت و قهر صلب و پر خود و غریب دوست میباشند و زیارتی در شهر دارند معروف بسیف الملوک که مردم آن ستقا با خیلی معتقدند و این شهر از بناهای حکم بود چون هر ساله بخیه سسته و طغیان اقدام میگردید بعضی برج و حکم ا را محکم مرحم براید تر طرهنجهان بسته بنهاد دیسه دشت و فزخ ودند و ہمردم خوش طبعت و با هم متفق و خیر خواہ یکدیگر ند و با هم در دست را باند و از علم و سواد و کمال سرندارند دست اعتقاد بهنشان همه چنان ثابت بستند و ممسک طبیعت و پست فطرتند در قطره میمنه بخار مرغان بقطعات سو مقینا و چلچون و اینیز تافیا جتا و سنگ دار قضائیزرت چهار فرسنک دور است که او را کوپری مکوند در آنجا مغاره که اینه چیه در آن آسو و متعفنا اما کنه ماندن آنولیا سیکطرفه غباری با چه با ارتدایت رو سطح مغار ها نجار انبار جز خان جوبه که بانی چکور سار و نفت فز شیعته و جا دیگر متصل این جاشه فتم بریستان مملکتے است پر از کوبها وما لوبه و شیشه زار ها و ادینه کر ست و اضحك شر قا مجحال و غربا بنوا بغوث وقند هار غر با بفراده و هر است شاه امین و میخ و سایر ترکستان از یک ستمی میشود و نام اہکائی آن ها رزده ، او هشتم موسوم است دو الگا آنرا د ا یکزنی و د ایکز دی میشامند محال د اینکنی یک الک و پنچ جا وسلی که سه جنکل و وارث غیر است اما از دایکی یک نقطه قلمرو آن شیشه شت و که آنجه قلعه و چندین کلاته است که بمعرف در ده خستن سردار بوبری بود و اولاد ا و شمان پیک و یعقوب پیک و احمد پیک و باقریک و محمد رضا یک و حسینی خان و اینها موسوم بتول ست و ار بودند اما نقاط قلمرو د یکمر دایکندی اشتر لا ویلی و تمیز ان است که ملکر شان میر علیہجان کنید و میرا کبر میکنه بود و اینها را توال ابراهیم یک میگفتند تمام اهالی و ایکندی شجاع ارتاش زده ہزارها خوار بودند مالی بود ریستان کو سیتا دو گنجه قریه ملاست

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 51. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/51 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/51
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record