Machine transcription
بسم الله الرحمن الرحيم
سی و سوم عین الوقایع صفحه ۲۱۲
هم در اینروز هائی که و همراهی سردار مانده از بیابان سغال قلعه گاو نزدیک کوه قوج و قرب مزار امام زاده زید رو بخاک ایران نهاده تبریز و روس میروند
ستیوارث انگلیس نام ورود کردند و بطرف مشهد مقدس آمدند از انطرف امیر عبدالرحمن خان نبد و آدو قوه اوزبک سردار محمد ایوبخان را متصرف
قونسولگری خراسان صاحب استعداد کامل شد پشیر قندهار ورود کرد و چند نفر علمائی که همراهی سردار محمد ایوبخان داشتند مقتول ساخت و معظم الفتغان
و سیستان آمده بیکرز پرداخت و پس از چند روزی که خبر رسید سردار محمد ایوب خان بطرف ایران رفته در هرات در قندهار چراغان مفصلی کردند و چند
و خواف مقیم بود یوم بعد سپهسالار فرامرزخان را امیر عبدالرحمن خان از قندهار مع پنجفوج پیاده نظام و یکفوج رساله و هیجده عراده توپ در
هرات نمود مشارالیه بعهد تمام خود را بهرات رسانید و سردار عبدالله و سنخان روز ورود آن سپهسالار نیک فطرت شرائط
تشریفاتی کامل بجا آورد امیر عبدالرحمن خان هم بسیار سپاه و توپخانه را با آلات و ادوات و خیام قشونی از قندهار
با خود حرکت داده روانه کابل شد (ایران) چون حمزه آقای شکور و سواد آقا و خضر آقا روسای اکراد بیکه
در نواحی ساوجبلاغ دست از خودسری و طغیان نمیکشیدند خود و همراهان آنها از حسن تدبیر حسنعلیخان امیر نظام بقتل رسیدند
و تفصیل آن تدبیر این بود، که خود امیر نظام مرحوم عمو تلف در عهد ایالت نواب ظل السلطان محمد تقی میرزای رکن الدوله
بمشهد وقتی بزیارت مشرف شده بود صحبت داشت بعد از فرار شیخ عبیدالله و توقیف شدن او در مملکت دو لیست علیه
عثمانی حمزه آقا و همراهان او در نواحی ساوجبلاغ میان ایلات اکراد مشغول کشمکش و شرارت بوده و بآن ملاحظه انبوهی از
عساکر دولت ساخلو آن صفحات شده بودند و ساعتی فراغت و آسایش نداشتند تا امیر نظام کاغذی بحمزه آقا مینویسد
و او را تطمیع بمواعید حکومت کردستان و ساوجبلاغ می نماید بشرط ملاقات و در ضمن سوگند یاد میکند که تا من بزمند این باشم
نخواهم گذاشت موئی از سرت کم شود حمزه آقا مطمئن شده و عقد آمدن بارد و دولت میدهد امیر نظام حکم میکند روز
موعود دو فوج مستعد شلک در چادرهای متصلین اردو مخفی میشوند و امر میکند در چادر لازمه جنب سراپرده چاه و نقب عمیقی
حفر کنند و دستورالعمل میدهد که هر وقت حمزه آقا بخز درون کرد و من از آن خیمه خارج شدم سراپرده و چادر را بتیرباران کنید
وقتی حمزه آقا ورود میکند بارد و و خیمه امیر نظام با سی نفر همراهان مشغول صرف شربت و شیرینی میشوند امیر نظام بهانه
حاجت از خیمه بیرون می آید خواصش که آگاه از مطلب بودند همراهی او از خیمه خارج میشوند مکر سه نفر پیشخدمت و یکنفر قهوه چی که در آنجا
باقی می مانند برای رفع توهم حمزه آقا میگین امیر نظام داخل نقب معین شده اجازه شلک میدهد یکدفعه دو فوج سه هزار محمل محور
سراپرده و خیمه را بتیر باران میکنند حمزه آقا دریافت مطلب کرده تا بمجیرند چندین زخم بر آنها وارد می آید اما آن پیشخدمتان
قهوه چی که در خیمه بودند با اینکه مثل سایرین هر کدام چند گلوله خورده بودند باز هم حمزه آقا و همراهان او ما را میکه جان در بدن دار
آن بیچاره ها را با شمشیرها پاره پاره کرده بودند که بازماندگان آن فدائیان دولت ایران باید همه وقت در رفاه و مورد مرحم
کاملا دیگا دولت علیه ایران باشند اگر چهل آنها که در داخل سراپرده و خیمه بودند مقتول شدند واهمه مهاجمان بسلامت میرود
سایر سواران و همراهانیکه با حمزه آقا آمده بودند بعضی دستگیر و بعضی متفرق شدند و باین تدبیر رجال دولت از شر شرار
روسا اکراد یزیدی ایمن و آسوده گشتند امیر نظام پس از هفت شلک سربازان بیرون آمده فرمان مجمع آوری
کشتگان داد و افسوس بپای بحالت پیشخدمتان و قهوه چی باشی خود داشت اما خوشنودی قتل اشرار رفع تاسف
معظم الیه را نمودند با را با خبر این فتح بزرگ بجانب طهران فرستاد و این تدبیر او در حضور علیحضرت ناصرالدیشاه
طلاب نژاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
