Machine transcription
نسخه ششم عین الوقایع صفحه ۱۸
ایجاد سفارت انگلیس تازه در کابل شده بود و هنوز لگامهای زد و خورد جنگهای افاغنه با نگلیس تازه گی داشت سفیر انگلیس
چند نفر جاسوس در شهر معین نموده بود و آنها هم بدر وغ نویسی مشغول بوده همه روزه اطلاعات از کینه جوئی و خونخواهی افغان
نسبت بانگلیسها و اخبار تدارک شورش و بلوا را میدادند سفیر و اجزاء او مخوف و هراسان بودند در اینحور و که دیدند
ده هزار کس یکدفعه رو بسفارت هم آند و صدا با بچار یار بلند کرده اند مضطربانه ابواب سفارت را بستند و از بانهای
بروج سفارت فرمان بگوله زدن دادند سپاهیان هندی داخل سفارت چند تفنک بطرف افاغنه خالی کردند و چند
نفری مجروح و مقتول شد انحطب بسیار بر آنها ناگوار شد که ما بعزم سلام و خدمت آمدیم انگلیسها بطرف ماشلک میانید و
نوع ما را بکشند یعنی چه لهٰذا همه برگشته بشهر کابل و مخزن های ذخیره قوشونی را با اسلحه تاراج نموده توپهای بزرگ از تو پنجانه
بردند و سایر لشکر و مردی که در شهر تماشائی بودند با خود متفق نموده رفتند و سفارت را محاصره کرده هدف گوله
توپ و تفنگ قرار دادند در آن اثنا شخصی از سپاهیان هندی که مسلمان ستی بود از بالای برج سفارت خود را
پائین انداخت و گفت ایها الناس من مسلمانم و رفقای من همچین هستند همه مسلمان ما را امان بدهید یکی از افاغنه
دستی پیش دویده با سرنیزه برسینه اش زد و گفت تو از فرنگی بدتری که نوکر کفار شده ای دیگر سپاهیان افغان هم
سیلاده و شمشیر و قلو از زیادی از غلاف کشیده آن مسلمان بیچاره را قطعه قطعه کردند سایر سپاهیان ملازم سفارت که
دیدند در حق آن یکنفر اینطور رفتار شد با خود خیال کردند که هر گاه در هر صورت کشته میشویم بهتر آنکه تنگ بجرامی بدوست
انگلیس نمائیم متفقاً مردانه و ار بآشلک را گذاشتند و متجاوز از هفتصد نفر بلوائیان را کشتند تا اینکه بزور گوله توپ و تفنک
دیوار های سفارت را خراب کردند و تفنکهای بلوائیان از تیرکش های سپاهیان هندی داخل سفارت را مقتول ساختند
مورخین گویند کاری که دید جازه کمال است دوضع مغشوش است و بصیرت در دست دشمن مقتول میشود علامتی بعلم آتش بازی
محض اطلاع مردم یا از ددیای خودشان بهوا سر داده خود و صاحب منصبان انگلیس هر نو ا د و ر بالآ اطاقی که زیر آن ششک و
باروط و اشیاء ناری بود رفته خط بار وطی تا زیر پای خود متصل بزیرخانه کشیدند و یکدیگر را بقل کشی و و داع نموده خط بار طرا
آتش زدند و خود را سوختند که در دست دشمنان گرفتار نشوند و امالی و شورشیان بسفارت ریخته و اشیاء تیا را غرات
و ادت مقتولین اقدام کردند و بسپاهوی زیادی بود و گوش بحرف امیر محمد یعقوب خان هم نکردند و امیر مذکور عاجز از عماشت
شورشیان بود اینوقایع نزدیک با و آخر ماه رمضان اتفاق افتاد هم در اینر و زاپهار فوج رساله که ماموریت خاک و بیاده با تو بخانه در
سیاه سنک بودند بشهر کابل برگشته یکنفر از دفعه دارای سفارت انگلیس که روز شورش با چند نفر معتبر برای آوردن علوفه
اسبار فته بودند از دور صدای توپ و سورش اہالی را شنیدند مطلب را دانسته بعجله تمام خود را با ردوپای عساکر انگلیس که
هنوز از محال و سرحدات افغانستان خارج نشده بودند رسانیده ماجرا باز گفتند (ایران) یکدسته از سواره
ایران را در طهران بوضع قزاق روس تحت سیاست و معلمی کلنل دمنت بیج روس مقرر داشتند و هفت فوج عساکر و شصت نفر
توپچی را نیز بقانون عساکر نظامی اطریش قرار دادند در خراسان سواره تراکمه که با تفاق با نجح سردار ترکمان محض تاخت و تاز
آمده بودند از ساخلویان سرحدی ایران تحت ریاست عبد الحسین خان سرتیپ قزاق تفنیه و تادیب سخت شده اسباب میرن پیکان
از دست دادند و با عمال گریختند من الغرایب در شیراز سکی بحک شکم یازده بچه آورد و نیز بیچه گربه دیدند که دود
نداشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
