Machine transcription
عین الوقایع
صفحه ۱۶۷
(امریکا) اتابونی انتخاب نمودن ژنرال گران را بمیاست (سنه هجری) (سنه ۱۹۰ مسیحی)
(افغانستان) سردار محمد یعقوبخان در کابل رنجشی یافت و بدون اجازه پدرش امیر شیرعلیخا از کابل پاسوزا
شاه پسند خان و سردار محمد هاشمخان و بهاء در خان چاپاری متوجه هرات شد و برسیدن هرات در نواحی غوریان خود را نفوذ ا
و مردم را دور خود جمع کرد سردار فتح محمد خان بمبیدبجان قاجار را که کلنل نظامی و سپهسالار هرات بود با سه فوج پیاده
بدفع آنها فرستاد اما فوج مخصوص صبدیجان در نواحی مینزک و شکیبان بسر دار موصوف که دلیرانه بتوپخانه و افواج حمله
آورد سلامی گرفتند و جبهه خدمتگذاری دادند اما دو فوج دیگر بشهر مراجعت کردند پیاپی همراهان سردار آمده شهر را محاصره
نمودند در اینروز ها نیز قحط و غلا بهرات و فراه رویداد بطوریکه مواجب و جیره امدادیان در محاصره هرات شصت سیر غله
بود با وجود آن متجاوز از پنجهزار نفر سواره و پیاده اطراف دور سردار محمد یعقوبخان جمع شدند که بسیاری آنان رو سایه بزرگان
قبایل بودند و هیچپولی و غله از عین المال خود امداد میگردند منجمله پدر مؤلف در اینموقع علاوه بر نوکری و خدمات دیوانه امورد
خود و امتیاز عمو یار عما زاده گان که دارا بودند صد و بیست سوار از خود و اقوام با مقداری غله و قورخانه بیاری سردار
محمد یعقوب خان آورد و میرزا محمد امان خان ارباب که عموی مؤلف بود کفالت ثبت و سیاهه محاسبات امور ار دو را
نمود و تا چهل روز مواظب اطراف و مشغول محاصره بودند و در آن بین خان آقای جمشیدی و محمد صدیق خان بهزاره با سواز
ابوابجمعی خود از بادغیس آمده بسردار محمد یعقوبجان پیوستند بعد از این خبر رسید که از کابل تدارک آمد و و جریات سپاه
فرامرز خان شده و خیال حرکت بسمت هرات دارند بدان ملاحظه یوز باشی صادق فوج پیاده از طرف تل بنگیان یورش بدروازه
قطب چاق هرات بردند و اخراج کابلی سردار فتح محمد خان از فصیل و بروج با تو پ و تفنگ شلیک سخت کردند و کاری از آنها ساخته
نشد بعد از طرف مزار میر صالح ملامها در خان با همراهان وابوا بجمعی که داشت یورش بدروازه عراق آورد آنها نیز کاربیا
صورت ندادند تا نزدیک طلوع آفتاب خزاین پسراتی از طرف افشار محله بجانب دروازه خوش یورش آوردند و آنچه از برد
و فصیل کوتک گلوله بارید بر گشته تا بخندق رسیدند در آن بین سپاه پیراتی مستحفظ بروج از بالا شفها بدوستی سردار محمد یعقوب
و دشمنی مامورین فصیل که کابلی و هواخواه فتح محمد خان بودند شلیک کردند افواج کابلی که دیدند دشمن از دو جانب است
دست از کار زار کشیدند محمد عظیم خان نام ژدری از خندق گذشت و بیرق را بپای برج رسانید و شمشیری بشکم جنرال
رستمخان زد و او را کشت رستم خان فرمانده افواج مامور فصیل بود و میخواست از راه نقب جنبه دروازه خوش شهر برو
اینطور کشته شد و اهالی خارج بداخل در دو کردند سردار محمد عزیز خان پسر سردار فتح محمد خان را نزدیک مزار شاهزاده
یعقوب بگلوله زدند و خود سردار فتح محمد خان را در فصیل دروازه ارک مجروح سخت کردند و بچهار باغ حکومت حمله بردند ملازم
سردار فتح محمدخان در آنجا عمداً جنگیدند تا بسیارشان کشته شدند و شهر بتصرف سردارمحمد یعقوبخان در آمد اوّل حکم تاراج
و بعد فرمان امنیت دادند بعد از سه روز محمد عزیز خان و سردار فتح محمد خان هر دو وفات یافتند و بدفن و کفن آنها اقدام
میرآب باشی محمد یوسف پسر میرآب باشی عبدالرحیم که در آذوقه دادن بسردار فتح محمد خان همراهی کرده بود مقصر شد و در این
ایام از غصه وفات یافت او را قرب مزار امام شش نورد فن کردند و سردار محمد یعقوبخان بر ضد پدرش پیش خانه بطرف
قندهار حرکت داد و در پل مالان چادر زد چند هفته فاصله فرامرزخان سپهسالار با اردویی مرکب از هفت فوج پیاده
و دو فوج
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
