Machine transcription
شماره سراج الوقایع صفحه ۱۶۳
در آنجا به خط امیر محمد اعظم خان باو رسید که خود را بکابل برسان و نگهدار ی کن که من عازم غزنین بخوبه جنگ با امیر شیر علیخان میروم
و اینوقتی بود که سردار محمد یعقوب خان و امیر شیر علیخان فاتحانه از کلات بیقیا غزنین آمده بودند و استعداد شان زیاده بر شانزده
هزار نفر سپاه پیاده و بیست و پنج عراده توپ بود و خدا نظر خان وردک هم با عموم طایفه خود بجان نثاری و خدمتگذاری عقید و
جهد داشت سردار محمد اسمعیل خان موقع را مساعد دید اینقدر صبر کرد که امیر محمد اعظم خان از کابل روانه سمت غزنین شود
خود را بکوهستان رسانید و اهالی آنجا را نیز با خود متفق ساخته محاصره کابل پرداخت و بعد از شش روز کابل را متصرف شد
و اعلان با مارت امیر شیر علیخان داد و هم در اینروز ها بین امیر محمد اعظم خان و پسرش محمد سرور خان با امیر شیر علیخان
و سردار محمد یعقوب خان بغزنین جنگ سخت در گرفت و شکست فاحشی خوردند و بسیار استعداد و تمام توپخانه آنها بتصرف
امیر شیر علیخان درآمد و فاتحانه بکابل آمدند اما بطوری پریشانی بلشکریان امیر محمد اعظم خان رویداد که سردار محمد سرور خان از پدرش
اطلاع نداشت و پدرکش نمیدانست محمد سرور خان بکجارفتہ بعد از چند روز امیر محمد اعظم خان را که بطرف هزارجات گریخته بود و بخار
ترکستان میرفت در بلخ آب دیدند و باز در سردار عبد الرحمن خان آوردند سردار محمد سرور خان نیز با تفاقی سید متفقا
از راه بدقاق و شلو قتو عازم بامیان شدند و بگردن دیو در آمدند و از راه نور دوره سوخته عازم غزنین شدند در اینجا هزار سوار
از سپاه پرکه پیش قراول امیر شیر علیخان بودند و رو د امیر محمد اعظم خان را با استعداد یکه داشتند دیده خبر با امیر شیر علیخان و سار
محمد یعقوب خان بردند اردو امیر محمد اعظم خان که متجاوز از ده هزار سپاه نظام و چهار هزار سوار و دارابیست پنج عراده
توپ بودند بمحاصره غزنین مصمم شدند اما از دفاع خدا نظر خان وردک کاری از پیش نبردند و در نقطه روضه اردو زدند امیر
شیر علیخان خبر ورود اینها را بغزنین شیند با پسرش سردار محمد یعقوب خان ده هز ار لشکر جرار خود را برداشته بجنگ امیر محمد اعظم خان
آمد در نقطه لور آب شش کاو چنگے کردند اول تخته فتحی بسپاه امیر محمد اعظم خان رویداد اما در جنگ ثانوی که نیاخوان
محله بودند با سردی هوا و برف زیاد سپاه امیر شیر علیخان که مقیم آن نقطه بودند داد مردانگی داده شب را نخوابیدند وسطے
مسافت باستقبال دشمن نمودند خصوص خود سردار محمد یعقوب خان که زحمت نامتحمل شده اما سپاه امیر محمد اعظم خان بسیار و هوا
که بقصد و کشته دره با دکوه های مرتفع بین راه بگیرند پریشان شده هر کدام بحال خود گرفتار گردیدند مجاہدہ سردار عبد الرحمن خان
ہم بکاره نرسید صبح اول آفتاب سپاه پر ہنے و قدماری و کابلی که هوا خواه امیر شیر علیخان بودند سیلاب دار حمله آوردند و قولهای
دشمن را تصرف کردند و سپاه پیش جنگ که با سردار عبد الرحمن خان بودند همه متفرق شدند امیر محمد اعظم خان که از اردو د خوار
حرکت نماید و خود را بمیدان برساند پیشخدمت خاص او از عقب سر او را گرفت و گفت کجار میرود خدا با امیر شیر علیخان داد
بیش از این مفسده مکن امیر مظلوم از خوف اینکه او را دست بسته بسردار محمد یعقوب خان ندهند جواهرو اسباب که همراه داشت
بان پیشخدمت بخشید و قول داد که غیر از ترکیتن بکاری اقدام ننماید بدین وسیله نجات یافته باسپ خود سوار شد با صد دوش نفر میر انا
متفرقی که داشت بصحرا اسب تاخت و سردار محمد سرور خان نیز با و رسید و هم سردار عبد الرحمن خان با همرا ہانش که همه هیست پیچ سوار
با او بجا مانده بودند و فرار میکردند با میر ملحق شدند متفقا بطرف کوهستان وزیری رو نهادند و بزحمت مشقت های زیاد برانجا
امیر محمد نام خروتی ساکن سر روضه پیر بال آمدند اهالی آنجا قصد تا راج اینها را داشتند لهذا پریشانحال بامداد خدا و خوراکی که مخودتان
کار ساز نمودند و راه بجد یکی از نوکرهای قدیمی امیر دوست محمد خان بعد از مخاطرات زیاد وارد و زیری شدند و از انجا
بقید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
