Machine transcription
نسخۀ سویم عین الوقایع صفحۀ ۱۱۴
از پا درآمد سپهدار صاحب منصبان اردو حکم بتسخیر قلعه دادند و تگرگ گلوله باریدند بطوریکه رخنه در دیوار قلعه افتاد و با
تفنگیان میرزارفیعخان که مدافعه میکردند عاجز شده از عهده ممانعت برنیامدند تا قلعه بتصرف سپاهیان ایران درآمد
و اموال و اثقال زیاده غنیمت سربازان شد و چهل و پنچنفر از قلعهکیان مجروح و سی و شش نفر مقتول گردید
از اهالی اردو نیز سی و چهار نفر مجروح و بیست و پنچنفر مقتول شدند و این فتح را حاصل نمودند اما افغانان و اتباع میرزا
رفیعخان که از قلعه فورک آن واقعه را دیدند جرات طرف شدن در خارج حصار بند و میدان با عساکر دولت ننمودند
و متحصن گشته مستعد دفاع شدند اردوی امیر اسدالله خان با سرباز و سوار و توپخانه بعد از شش روز توقف
از نواحی قلعه طاعان حرکت نموده بنزدیکی قلعه فورک آمدند و دسته بتۀ های مرتفع را سنگر قرار دادند و چند پرکشش پی در پی
بردند و نارجنک توپ بقلعه باریدند تا شهر بند که شیر حازی اول را مستغرق شدند و در شبانه روز بپرکشش شلک
پیاپی و اتلاف جمعی نفوس طرفین رخنه بدیوار قلعه افکندند و یکطرف قلعه را بتصرف درآوردند اسمعیل خان و طاعان
با اهالی قلعه مضطرب شده از در اطاعت و تبعیت درآمده دستههای عفو تقصیر خود را نمودند و افاغنه با میرزارفیعخان
و حاجی فتح خان افغان و بهبود خان پسر نظرخان کاهی از یکسمت قلعه نقب زده شبانه درآمدند و رو بفرار نهادند
قراول اردو خبر داد امیر علیم خان با جمعی سوار تعاقب آنها شتافه حاجی فتح خان در بین راه فرار مخوف شده
از آن فراریان جدا گردیده بجز یک رفت و ساخلویان او را گرفته بارد و آوردند اما امیر علیم خان در کوه
کنابکت با فاغنه رسید و جنگ در گرفت سی نفر از افاغنه مقتول شدند و چندی از آنها با میرزا رفیعخان گریختند
و مابقی امان آوردند و بهبود خان دور زخم شدید یافته بود اردو مجز در آمد و مرحوم امیر علم خان او را بخشیده همراه
خود بارد و آورد و بمعالجه او پرداخت و قلعه فورک بطور دلخواه مسخر سپاه منصوره شد و سه نفر نگذاشتند
(شرح قلعه فورک اینک) دوازده فرسنگ از بیرجند دور و بطرف جلگه در دهنه دره و میان واقع است
و باغات و اشجار زیادی دارد و خیلی خوش آب و هواست و قلعه اول در بالای کوهی است که از آجر پخته و دیوار و
بروج آنرا بطور محکم ساختهاند و پایههای آنرا سنگ ایصین نموده اند و دو شیر حازی در اطراف خود داشته باد و
خاکریز که قطر هر یکه پنچذرع است و در سنه که مؤلف را بدان نقطه گذار افتاد بنا و عمارت زیاد در پائین و در آن
کوه قلعه دید که تقریباً چهارصد خانوارند و قلعه سابق آن بتصرف سربازان نخنی قاینی که ساخلویان حفظه میباشند
و مختصر قورخانه هم در اطاق های بروج سمت غربی قلعه بنیادیم اسمعیل اردو امیر مزبور که بفتح فورک کامیاب
شدند محمد تقی خان سیوکی که در قلعه طبس جلگه بود مخوف و نومید از استحکام قلعه شده جمعیت خود برداشته میهدام
رفت و قلعه طبس نیز بتصرف سپاه منصوره درآمد و اردوی دولت از راه سربیشه عزیمت بهندان اختیار کردند و
دو نفر بند و بهندان محض اتمام حجت برسالت فرستادند و اسمعیل آباد محال اول بهندان را مضرب خیام قرار دادند
و آذوقه اردو را از عربخانه و مختاران و کیو و علی آباد و حلفی فیض آباد بطور کامل مهیا نمودند اما میرزا تقی خان
محمد علیخان اظهار خدمکذاری نموده دستههای معاودت اردو را نمودند لهذا اردو را بشهر بیرجند معاودت داد
و امیر علم خان با جمعی سواره بهندان رفته از اهالی کروی و مالیات کردشیر برجند مراجعت نمود و میرزا رفیعخان
ملک
پایانست که ابتدا
ان از خاک طبس در مین
شود و کنابا بفتح کاف
موریت و از نایب کوه
بیر جیند که در شجاعت
باره نمک سار سرحد
ف میرسد و انجاه
بر شخص نمک و و قتاتی
برف کبوده و یروزه
سیستی تجاوز از سینه
دوه فرسنگ در حدود
مینا ختمی می شود
در طول متحاذی از
نو فرسنگ است و
نیز مربع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
