Machine transcription
نسخه سوم عین الوقایع صفحه ۱۰۰
مشهد قلعه فخر شاهان در اکه بتصرف اتباع سالار بود محاصره نمود و پس از قدری محاصره و مقاتله و خول
ریزی ساکنین آن نقطه منهزم و مطیع و قلعه شان مفتوح شد و اردوی شاهزاده از آنجا بجمع قلعه و از چمن
بخارج مشهد مقدس درود نمود ولدی الورودشان ده هزار نفر سواره و پیاده از شهر بیرون آمده
حمل باردو آوردند و جنگ در پیوست پس از چهار ساعت محاربه قشون شهری پس نشستند و نواب
شاهزاده حکم داد مقابل هر دروازه سنگری محکم بستند و همه روزه شلک توپ و محاربه در کار و بیشتر
شکست و انهزام از طرف سپاه سالار بود با وجود اینکه چهار پنجهزار سوار بلباس خفیانه و آشکار از تراکمه
آخال و غیره با اویار و مددکار بودند و چندی بدینمنوال گذشت و سالار را تاب محاربه و مقاتله نماند
مجبوریت تن در داده در پی مخارج سپاه شدست شده چنانکه بخیال تصرف خزانه حضرت امام رضا
علیه السلام افتاد و سردار محمد باقر خان حرو در این مسلکه راهنمای شد و میگفت بگردن من
اگر گناه داشته باشد و متصل اشاره بگردن خود میکرد تا اینکه با جسارت تمام و جرات پناگانه آنچه
در خزانه وجه مسطعه از نقود و قنادیل طلا و نقره و جواهرات بود یغما برد که مبلغ شصت و دو هزار
تومان زر مسکوک حاصل شد و حبوبات انبار خاصه حضرت را بجای علوفه بلشگریان تقسیم کرد و از
امام جمعه و سایر علمای محترم مشهد که فتوی باین کرد اراد نداشته بد دل شده آنها را حبس نظر نمود
و در مجلس از آنها در باب اشیاء حضرتی تمسک یا مهرشان میگرفت و بخدام آستانه می سپرد و ابتاع
و همراهان سالار که خود را مضطقه رموقتی میدیدند دست بمال و ناموس اهالی زیاد می گشودند
و بسیاری مردم غریبه را که قبیله دارا قارب نداشته شبانه یا میکشتند یا بترکمان میفروختند
و داخل شهر بازار آشفته بود هم در این ایام لشکری بریاست صمصام خان محما جر روس که
سرتیپ و صاحب منصب دولت علیه ایران بود از طهران بمعاونت نواب حسام السلطنه مامور
شدند و آن لشکریان عبارت از این تفصیل بودند عباسقلیخان ابن ابراهیم خان با دکوی با فوج
خوئی که ابوابجمع او بود و علیخان قراگوزلو با فوج همدانی و حسنعلیخان سرتیپ با فوج گروسی که در این
اواخر امیرنظام شد و حکومت کرمان یافت و وفات نمود هزار شش صد و جمعی از سواران کرد و
ترک آذربایجان و عبد العلیخان مراغه که در آنوقت سرهنگ توپخانه بود با چهار عراده توپ
شش پونده و جمعی دیگر از عساکر پادشاهی ایران آقا سالار هم از اموال آستانه مقدسه رضوی ع
بعضی تدارکات خود را آراسته که ارا از شهر بیرون آمده با لشکریان قدیم و جدید ارد و محاربه و
جدال سختی نمود و بسیاری از طرفین مقتول و مجروح شدند لاعلاج سالار مجدداً متحصن حسبه حصار
شد و از بالای بروج باشخال و توپ همه روزه بجانب ارد و کلوله ریزی داشتند منجمله دو عرا
توپ برج میرابینان نهاده بودند که حالا آن برج در کناره حیطه میدان کهنه واقع است و در
سابق نگین دروازه معروف مشهد آنجا بوده از بالای آن برج بار دوع حسام السلطنه که بین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
