Machine transcription
-196-
که بنام محمد افضل خان نوشته دران او را بحمله بطرف کابل تشویق و از جمع آوری خود از زرمت
هم با او اطمینان داده بود بدست امیر افتاد و امیر که طبع سریع الاشتعالی داشت سخت بر آشفت و
تصور کرد که هر دو برادر همدست می باشند و برای اغفال او محمد افضل خان این پیام را فرستاده
است. پس در مجلس عام فرستاد گان محمد افضل خان را خواسته مکتوب محمد اعظم خان را به
ایشان نشان داد و زبان به بدگوئی کشود و گفت که این دو برادر با من صادق نیستند بنا بر ان بر آنها
اعتماد کرده نمیتوانم - شما رفته به محمد افضل خان بگوئید که ازین افکار صرف نظر و شخصاً
بمرکز حاضر و قبول اطاعت نماید و هم محمد اعظم خان را از افکارش منصرف و حاضر پایتخت
بسازد والا منتظر اقدامات او با شد و در عین حال میرزا احمد خان کشمیری را از طرف خود برای
ملاحظه او ضاع محمد افضل خان بحیث جاسوس گماشته امر مراجعت داد درین وقت کشف شد
که محمد سرورخان پسر محمد اعظم خان بهمدستی جلال الدین خان بن وزیر اکبر خان توطئه قتل
امیر را دارند امیر خبر شده پس از تحقیق هر دو نفر را نفی کرد که اول الذکر نزد پدر خود رفت
و اخیر الذکر به محمد افضل خان پیوست و این وضعیت مناسبات امیر و برادرانش را بکلی برهم زد
و امیر شهزاده محمد ابراهیم خان پسر دیگر خویش را به معیت سردار محمد رفیق خان لودین و عسکر
کافی برای سرکوبی محمد اعظم خان جانب زرمت اعزام نمود.
سر کوبی محمد اعظم خان :
محمد اعظم خان که تا این وقت قوه لازمه را جمع نتوا نسته بود از شنیدن پیشقدمی قشون شاهی
چاره را برخود حصر دیده از راه سرحد آزاد به انگلیس پناه برد و محمد سرورخان پسر او به امر پدر نزد
امیر مراجعت نمود و مامور سیاسی انگلیس مقیم پشاور محمد اعظم خان را ملاقات کرده روزانه
یکصد کلدار بنام مهمانی برایش مقرر نمود که این مخالف عهد نامه دوستی و اتحاد امیر دوست محمدخان
و دولت برطانیه بود، واقواه امداد انگلیس را به محمد اعظم خان ثابت ساخت.
ز طرف دیگر محمد افضل خان که تا این وقت هیچیک حرکت مخالف جز پناه دادن مخالفین
امیر از او صادر نشده و بلکه باثر پیام امیر برای سرکوبی میر جهاندار شاه میر بدخشان که فکر بغاوت داشت
سردار عبدالرحمن خان پسر خودرا به انطرف اعزام و آن منطقه را تامین کرده بود - از شنیدن پیغام
درشت امیر و مخصوصاً خبر لشکر کشی بمقابل محمد اعظم خان (بدون آنکه انتظار میانجی گری
او را کشیده باشد ) خیلی متاثر گشت لیکن باز هم کدام اقدام مخالفا نه ننمود مگر از فرستادن مالیه
و حاضر شدن بکابل که امیر مطالبه کرده بود سرباززد و مکاتیب مکرر امیر را بنسبت آمدن به کابل
بیجواب گذاشت. امیر که از نفوذ روز افزون محمد افضل خان و پسرش عبدالرحمن خان در ولایات
شمالی بالخاصه از تحریکات محمد اعظم خان اندیشه داشت بالاخره تصمیم گرفت تا کار را با
برادران خویش یکطرفه کند. درین وقت چون از حکومت او دو سال میگذشت و محمد اعظم خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
