Machine transcription
(٦٢٨)
به دلبر گفتم ای از جان شیرین مرا بایسته تر وز عمر خوشتر
مخور غم میروم درویش زین جا ولیکن زود باز آیم توانگر
رهی دورو شبی تار يك وتیره هوا فیروز و هامون چون مقیر
فرود آ زود زین زین و بیارام سپهر آراسته چهره به گوهر
مکلل گوهر اندر تاج اکلیل بشارك بر نهاده غفر مغفر
مجره چون بدریا بار موسی که اندر قعر او بگذشت لشکر
زمانی بود مه برزد سر از کوه به رنگ روی مهجوران مزعفر
چوزر اندود کرده گوی سیمین شد از انوار او گیتی منور
بریک اندرهمی شد پاره زان سان که در غرقاب مرد آشنا ور
دمنده اژ دهائی پیشم آمد خروشان و بی آرام و زمین در
شکم مالان بهامون بر همی رفت شده هامون بزیر او مقعر
گرفته دامن خاور به دنبال نهاده بر کران باختر سر
به باران بهاری بود فربه ز گرمای حزیران گشته لاغر
از و زاد است هر چه اندر جها نست زهر چه اندر جهان است اوجوانتر
مدیح شاه بر خواندم به جیحون برامید بانگ ازو الله اکبر
تواضع کرد بسیار و مرا گفت ز من مشکوه و بی آزار بگذر
که من شاگرد کف رادآ نم که تو مدحش همی برخوانی از بر
به فر شاه از و بیرون گذشتم یکم موی از تن من ناشده تر
بدین درگاه عالی چون رسیدم رها کردم سوی جانان کبوتر
کبوتر سوی جانان کرد پرواز بشارت نامه زیر پرش اندر
بنامه در نبشته کی دلارام رسیدم دل بکام و کان گوهر
بدرگاهی سپردم کنز بر او نیارد تند رفتن چرخ محور
بصدر اندر نشسته پادشاهی ظفر یاری بکنيت بوالمظفر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
