Machine transcription
(٥٣٦)
شکند از غزنه بالشکری گران و فیلان انبوه و چندین هزار سوار و پیاده
سراپرده بجانب بست کشید ولی متاسفانه هنوز يك منزل از غزنه برون نشده
بود که بعارضه قولنج مبتلا شد مجبور گردیده وزیر خود ابوالفتح عبدالرزاق
بن حسن میمندی را با لشکر مرتبه بجانب بست فرستاد و خود به غزنه بر گشت و دو
روز بعد در ۲۰ رجب ٤٤١ وفات یافت و در غزنه مدفون گردید و مرگ او
بزرگترین ضربتی بود که در پیکر سلطنت محمودی وارد شد و کشور را دچار
خسارت عظیم گردانید خسارتی که زمانه از جبران آن عاجز و ناتوان ماند
بوده در همین آوان که سلطان جوان وفات یافت ابو کنا ایجار با سپاه
بزرگ از سپاهان قصد بر انداختن تر کمنان کرده بود و او نیز در راه مریض
شده باز گشت و در عین احوال خانان بخارا به عهد خویش وفا کرده تا تر مذ
رسیده تر کمنان را از ان بر آورده و منتظر بودند که سلطان از جانب هرات
بر تر کمنان بتازد آنها از سوی میرو د به حمله کنند بوبیماری این
فتنه عظیم را فرو نشاندند مودود نه سال و ده ماه سلطنت کرد و بیست و نه سال
عمر یافت (۱) مردی دلیر و جنگجو و هوشیار بود در ذکاوت او شبانكاره ئي از
مقامات بیهقی حکایت شگفتی دارد میگوید روزی سلطان بار داد و مست
بود اما با وصف آن از یکطرف نامه می خواند و از جانبی به باز پرس احوال
مظلومان متوجه بود و در عین حال ساز میشنید در خلال این گیرودار رو به
چنگی کرده در همان حال گفت راست چنگ بنواز که رود هزدهم کند است
چون چنگی نگاه کرد چنان بود و همه بر دانش وی تحسین کردند
صلاح مودود بیشتر تیر بود و در این فن مهارتی به سزا داشت و بقول فخر
مبارك شاه پیکان مودودی به وی منسوب است و قبل از ان نبوده و این پیکان
زرین بود و مودود میگفت ما از ان جهت پیکان از زر کردیم تاهر که بدان
کشته شود کفن و جهاز او از ان سازند و هر که خسته شود علاج او کنند
عمر مودود را ابن اثیر یکصد و نه سال و طبقات ناصری سی و نه سال قید نموده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
