Machine transcription
(٥١١)
و تعهد نمودند که چون ترکمنان با سلطان جنگ کنند آنها در طليعه سپاه
ترکمنان ميروند و مردانه ميجنگند .
اين اطلاعات پيوسته به سلطان ميرسيد و متأثر ميشد که بازماندگان
سالاران پدر و عم وی از درشتی های او بدشمن پناهيده و باوی ميجنگند در
انتهای راه نزديك طلخاب کشافان دشمن از دور پديدار شدند
سلطان امر داد همان جا را معسکر قرار دهند هنوز لشكريان
به افراشتن خيمه و بارگاه مشغول بودند که جنگ آغاز شد
و کشافان دشمن با طليعه سلطان درآويختند و بعد از ساعتی باز گشتند . دو
سه بار دراين صحرا جنگ شد و فيصلۀ آخرين معلوم نگرديد چون ماه رمضان
بود سلطان خود بجنگ داخل نمیشد و از دور فرمان ميداد زيرا وی نمی
خواست در رمضان خون کسی بدست او ريخته گردد .
نماز عید را در آن صحرا خواندند و هنگام نماز نيز سواران دشمن نماز
گذاران را بباران تیر گرفتند ولی بعد از نماز شكست فاحش نمودند .
روز دوم عید جنگ اساسی و فیصله کن آغاز شد سلطان که خود سالار
دلاور و مجرب و پخته بود بجنگ شامل شد .
بامداد کوس فرو کوفتند سلطان بر ماده پيل نشست پنجاه اسپ يدك
گرداگرد پیل نگه داشته و همه سران لشکر حاضر آمده بودند ميمنه را بنه
سپه سالار ومیسره را بحاجب بزرگ و ساقه را با رتگين سپرد و پنجصد سوار
سرائی و پنجصد سوار هندو باوی همراه گردو خود اعلان نمود که سالاری
جنگ را من بعهده ميگيرم همه افسران بفرمان من گوش دارند افسر ساقه
را به آواز بلند فرمان داد که هر کرا بینی که از صف باز گردد دو نیم کنی
چون از اين تشكيلات فارغ شد حركت نمود ولشکر نيز يكبارگی حرکت
کردند غريو طبل و آواز نقاره و بوق در سراسر بیابان پیچید در این روز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
