Machine transcription
(460)
در تخت پدر تهنیت گفته بود و نوشته بود که سفیر ما متعاقباً با نامه های
مفصل میرسد .
سلطان مسعود در 17 رجب از ری حرکت کرده به دامغان و از آنجا
به نیشاپور آمد . در راه نامۀ سلطان محمود بوی رسید که مسعود را از فتح ری
تهنیت گفته بود اما نامه های دیگر پنهان از وی به سران سپاه و پسر کاکو
نوشته بود که مسعود عاق است مسعود نامه ها را پاره کرد . و در کاریز
افکند بوسهل زوزنی نیز از غزنه گریخته در دامغان بسلطان مسعود
پیوست و مؤقتاً به نیابت وزارت برقرار گردید .
استتمکین سپهسالار غازی که سالار عساکر خراسان بود در بیهق باستقبال
آمد و سلطان عساکر خراسان را سان دید و در دهم شعبان به نیشاپور وارد شد
و از استقبال باشکوه و مجللی که اهالی نموده بودند اظهار خورسندی فرمود
و بعدل و باز پرس مظلومان و بیچارگان به شخص خویش پرداخت و بوساطت
قاضی صاعد حکم داد که موقوفات آل میکال را که خانواده علم و فضیلت
بودند و از طرف عمال حسنگ وزیر ضبط شده بود مسترد دارند . هنوز سلطان
در نیشاپور بود که یکی از بقایای آل بویه موقع را مغتنم دانسته لشکری
فراهم نمود و بری حمله آورد. اهالی ری که بعدالت و سلطنت محمودی
علاقه مندی زیاد داشتند نزد حسن سلیمان جمع شدند سلاح برداشتند
و بر شورشیان پیغام کردند که پادشاه ما سلطان مسعود پسر محمود است هر که
بدون فرمان وی درین مملکت قدم گذارد به شمشیر رزوبین جواب دهیم.
شورشیان حمله آوردند و حسن سلیمان که از سرداران جنگجوی هرات
و در رکاب محمود و مسعود آداب حرب و پردلی را آموخته بود به دستیاری
مردم ری شورشیان را شکست فاحش داد هشت هزار و هشت صد تن از شورشیان
کشته و یکهزار و دو صد تن اسیر گردید .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
