Machine transcription
(٤٥٩)
در هنگام غیاب من اطاعت و فرمانبرداری کنید خوب والا هر چه بشما
رسد سزای کردار خود شماست و ازان ها جواب قاطع خواست .
اعیان ری عرض نمودند که سی سال است در دست دیلمیان اسیر بودیم
و دست ها بخدا برداشته بودیم تا هوای دیار اسلام در دل سلطان محمود
افتاد و ما را از جور و فساد قرامطه برهانید و امرای ما را که مردم ضعیف
و ناتوان بودند و کار از فخر الدوله وصاحب بن عباد بزنی و پسری افتاده
بود و ما را اداره نمیتوانستند معزول کرد و پسر خود را درین ولایت گماشت
که بمداسیش خشك نشد جهان می گشود و متغلبان را می فگند و عاجزان را
می نواخت و اگر پدرش حضرت سلطان محمود وفات نمیکرد حال در بغداد می بود
و در انجا نیز آئین عدالت و مردم داری را بر پا میکرد و تا سلطان در سپاهان
بود با وصف آنکه درین جا يك نفر شحنه با دو صدسوار داشت کسی یارای
مخالفت نداشت و با لفرض اگر کسی راه خلاف می سپرد ما همه سلاح
می برداشتیم و با عساکر سلطان متحد میشدیم و اگر سلطان محمود وفات
نمی شد ما در رکاب فرزند وی تا مصر میرفتیم .
اعیان ری چندان بعدالت واحسان دولت محمود علاقه داشتند که در چنین
موقع نازك يعنی در حالیکه سلطان وفات یافته ومسعود با عساکر خود آنجا را
میگذارد چنانکه دیدیم از اظهار وفاداری و اطاعت مضایقه نکردند حتی
گفتند اگر مسعود در اینجا تازیانه بگذارد ما اطاعت میکنیم .
مسعود باعاین ری خلعت داده و از وفا و اطاعت آن ها اظهار خوشنودی
نمود و حسن سلیمان را که از جبال هرات بود با پانصد سوار به شحنه گی ری
بگذاشت و با و توصیه نمود که با مردم عدالت و مروت نماید .
سید عبد العزیز عاوی را از ری به غزنه روان کرد و به محمد نامه نوشت
و او را به اتفاق و صلح دعوت نمود مسعود در ری بود که نامه خلیفه بغداد رسید
خلیفه در ین نامه بر مرگ سلطان محمود اظهار همدردی نموده و مسعود را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
