Machine transcription
(٢٥٢)
آندومتحذ شکست خورده به نیشاپور فرار کردند ملك نوح امير سبكتگين
را ناصر الدین لقب داد و محمود را سيف الدوله دوسه روزی هم برای استراحت
و تکمیل ساز و برگ سپاه در هراة توقف نموده بعداً به تعقیب عاصیان پرداختند
ابو علی و فايق بمجر دشنیدن حرکت ایشان شهر را ترک داده نزد فخرالدوله
رفتند و در آنجا به استظهار كومك ديلميان فكر حمله دیگر را بدل پرورانید ن
گرفتند.
این در سر کش زمستان را به جرجان گذشته اند. و هنگام بهار که از رفتن
سبكتگين به هرات شنیده بودند با فوج كثير و كومك فوق العاده دیلمیان بر
امیر محمودسیف الدوله که حالا منصب امارت جيوش داشت مغافصتاً از دو
جانب حمله آوردند. محمود با وجود قلت سپاه بمقاومت پرداخت و در
آخر مجبور به عقب نشینی گردید تا اینکه سبكتگین از موضوع آگاه شده
فوراً باصحاب اطراف چون خلف بن احمدصاحب سيستان وابو الحرث فريغونى
صاحب جوزجانات اخطار كرد و به ملك نوح هم خبر داد تا کار را مستعد باشند.
ابوعلى هم موافقت اميرک طوسی را بدست آورده در مقام اندرح فرود
آمده آماده کاروزار گردید .
امیر ناصر الدين با لشکر انبوه از نشاپور گذشته و در نزدیکی طوس بمقابل
سپاه دشمن توقف کرد . وقتيكه هنگامهٔ رزم گرم شد و سپاه طرفین بجان
یکدیگر افتیدند سيف الدوله محمود از عقب به ميسره ابوعلی حمله آورده
و جناح چپ آنها را از هم پاشید که در نتیجه هر دو جناح با قلب یکجاشده و
به قلب ناصر الدین زدند. ناصر الدین این حمله را رد کرد و دیگر بار سیف الدوله
در رسیده و ایشانرا پس پا ساخت . در این جنگ يك تعداد اسیران سابق
را از دست آنها بیرون کرده و هم يك تعداد زیاد از امراء را اسیر گرفتند
باز هم ابو على وفايق از معر که جان بسلامت برده و راه گریز پیش گرفتند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
