Machine transcription
(۱۲۸)
در جنگی که با امیر نوح در مقام مرو رویداد ابوعلی و ابراهیم بن احمد غالب بر آمده و در اثر شکستی که به امیر نوح دست داد حصهٔ اعظم سپاه امیر هم به ابراهیم پیوست. اینان وقتیکه قوت و اقتدار بیشتری یافتند قصد تسخیر مقر پادشاهی کرده و آهنگ بخارا کردند. نوح هراسان شده و شهر را ترک و بسوی سمرقند عنان گردانید، در بخارا خطبه بنام ابراهیم خوانده شد و امیر فراری را مخلوع پنداشتند. چندی نگذشت که ابوعلی وضع ابراهیم را با خود خصمانه یافته و از سوء قصد او مستشعر گشت بنا بر آن درنگ را لازم ندیده و به سوی چغانیان رفت. در خلال این مدت منصور بن قراتکین از حبس رهایی یافت و بسرعت خود را به امیر نوح که سرگردان هر طرف میگشت رسانید.
جدا شدن ابوعلی ـ همان مرد که کار ابراهیم را بسامان رسانده بود ـ و پیوستن منصور به امیر نوح، ابراهیم را متوحش ساخته و با خود چنین فیصل نمود که نباید بار مسئولیت مستقیم را از دوش برداشته و بر دیگری تحمیل کند. برای اجرای این اندیشه ابوجعفر برادر امیر نوح را بدام کشیده و ظاهراً به تخت نشانید رتبهٔ سپه سالاری را برای خود نگهداشت. مدتی نگذشت که ابوجعفر هم (شاید در اثر تغییر فکر ابراهیم) خود را بدین امر شایسته ندیده و متفقاً به نوح نوشته و او را دعوت به اختیار تخت و تاج موروثی نمودند.
امیر نوح بعد از محرومیت های بسیار ناگوار در رمضان سال ۳۳۵ مجدداً به بخارا وارد شده از روی غیظ ابراهیم و ابا جعفر را کور ساخت.
واقعهٔ دیگری هم در خلال این مدت (از جمادی اول تا رمضان) بظهور پیوست که نمی خواهیم نا گفته از آن بگذریم.
پیشتر دیدیم که ابوعلی برادر خود فضل بن محمد را به بند آورده بود. با حرکت وی از نیشاپور فضل خود را رهایی داده و مردمانتی دربرخود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
