Machine transcription
(۲۱۹)
و همراه ساختن چند نفر عسکر محبوسین را رهایی داده و هنگامه عجیبی
در بخارا بر پا نمود . رهایی یافتگان خزائن و قصرهای نصر را بغارت بردند
و در اثنای این اغتشاش آتش سوزی مدهشی هم در محله گردون کشان
واقع شد و همۀ آن محله بسوخت . بمجرد شنیدن این واقعه امیر سعید
از نیشاپور حرکت کرده و ا با بکر محمد بن مظفر
سر کرده سپاه را از جرجان طلب کرد.
امیر سعید با همراهان به شهر رسیده و محمد بن عبدالله بلعمی به پسر
حسین مرو رودی که در سپاه ابوزکریا بود نوشت تا ابوبکر خباز را
که فرماندائی اغتشاشیون یافته بود دستگیر کند. او هم فرمان وزیر را بجا آورد.
با عبور امیر سعید از دریا یحیی به نواحی چغانیان گریخت و چون در آنجا
ابوعلی پسر ابی بکر محمد المظفر را دید به ترمذ رفت و باز از نهر گذشته
وارد بلخ شد قراتکین که آنوقت در بلخ می بود بایحیی همدست شده و هر دو
بسوی مرو خارج شدند . یحیی با ابو بکر محمد بن المظفر حکمران نیشاپور
بنای مکاتبه را گذاشته و او را به لطف خود امیدوار ساخت محمد ظاهراً
وعده مساعد داد و بعزم قدمبوسی او به سوی مروروان شد اما از نیمه راه عنان
بطرف هرات و پوشنج گردانیده و رفتار خود را نیز تر کرد. بلافاصله هرات
را بعزم چغانیان ترك گفته از راه غرشستان روانه مقصد شد . یحیی که از آمدن
او باخبر شده بود لشکری بمقابله روانه کرد . جنگی مدهش در همان حدود
رخ داد. محمد ایشانرا منهزم ساخته و رخت خود از غرشستان بیرون کشید
محمد از پسر خود ابو علی که در چغانیان بود استمداد سپاه کرده و به سوی بلخ
گرایید. در آنجا با منصور ملاقی شده جنگ شدیدی کرد. منصور به جوز
جانان گریخت، محمد به چغانیان آمده شرح ماوقع را برای
مخدوم خود امیر سعید نوشت. امیر سعید نصیر ازین خبر مسرور شده و ولایت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
