Machine transcription
(۲۱۲)
مامور دفع فتنۀ او نمود ندیر منصور و الی آنجا که از عهده خدمت بر آمده نتوانسته
بود به ماموریت دیگری در نظر گرفته شد و سیمجور مجدداً بحیث والی مقرر شد.
ظاهراً بعد از این برای امیر سامانی موضوع جالب توجهی باقی نماند
و از هر جهت خاطرش آرام گرفت و بیشتر اوقات از شهر بر آمده مولعانه
برشکار می پرداخت .
در یکی از این شکار ها نامه ای از ابو العباس صعلوك ( یا محمد بن
صعلوك ) والی طبرستان برایش رسید که از حملۀ حسین اطروش خبر میداد.
این واقعه بر روحش تأثیر نا گواری کرده و از خدا خواست که اگر
آن ملك از دستش میرود او را مرگ دهد!!
سپس جانب لشکر گاه آمد چون از شهر دور بود شب را در همانجا
خوابید .
چند نفر از غلامان که از وی کینه گرفته بودند به خوابگاه امیر
که اتفاقاً پہره و محافظی آنشب نداشت ریخته و گلوي او را بریدند ۲۱
جمادی الاخر سال ۳۰۱ .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
