Machine transcription
را از دیره خارج کرده تصرف اولیای دولت ابدمدت درآرد لهذا عطاء محمد خان را باهزار
سوار همرکاب شهزاده مذکور مقرر نموده از حضور انور مرخص فرمودیم چون مامورین
قطع منازل وطی مراحل کرده متصل دیره غازی خان رسیدند جبار خان نیز با جمعیت سواره
و پیاده وتوپخانه خود بمقابل رسیده از جانبین صفوف قتل و جدال آراسته شد هر چند که
لشکر شهزاده تعب راه دیده وسختی سفر کشیده بودند لیکن بحمله اول لشکر جبار خان را
شکست دادند مگر بواسطه طاغت و استعانت مخالفین را از باغت استراحت مدت ریاست آنجا
بود بباز متفق شده بجنگ شروع کردند ناگاه در لشکر شهزاده نفاق بهمر سیده حتی
که چند صد کس سوار يك مرتبه از معرکه کارزار گریخته بطرف دشمن پیوستند شهزاده
حیدر پس از وقوع این واقعه یعنی شکست لشکر خود و غداری و نفاق سواران خدیعت شعاران
کیفیت حال مشروح و تفصیل وار بخدمت بندگان اشرف معروض داشت این نیازمند در گاه
الهی از ملاحظه این شعبده کاری فلك دوار و غداری نمک حرامان ناپکار مراجعت مامورین را
بعطية الملك رتبه اولی و اصلح تصور فرموده شهزاده مذکور را طلب حضور فرمودیم در انفرصت
خوانین بعرض اشرف رسانیدند که اسپان شکر لاغر و کم طاقت اند هر گاه معرض مبارك باشد
بجهت تیاری و فربهی بمحله جات وقریه جات مرخص شده بعد تیاری حاضر گردند بهتر
خواهد بود چرا که مهم کابل در پیش است از آنجا که معلول آنولایت هم غالب اوقات
بهمین و تیره بوده بنابران اسپان سپاه رکابی لشکریرا موافق تقسیم بقریه جات خلیل
ومهمند و دوآبه وغيره تپه جات پشاور جهت چرا مقرر نموده مرخص فرمودیم و بعد آن در باب
اکثری از خوانین و سپاه نیز بنا بر ملاقات و بندوبست امور عیال و اطفال شان حکم ترخیص
اجرا یافت هر گاه از بد باطنی وخدیعت شعاری بعضی از آدمی صورتان دیو سیرت انتظام
سوار و پیاده و خوانین سپاه باین وسیله وحیله منتشر وبیجا گردیده بود عطاء محمد خان ناظم
کشمیر در خفیہ بعريضه جهانداد خان برادر خود و بنده رام دیوان و سمندر خان با میزاشی
و نور محمد خان وغیره منافقان شیطان سیرتان با اکثری از سپاه ورعيت وعده و وعید بسیار
نوشته متضمن آن شد که حضرت پادشاه بطریق که دانند و توانند یعنی بهر خدیعت و فریبی
که ممکن شود دستگیر ساخته بقلعه اتك برسانند چنانچه نمك حرامان بی سامان بموجب
نوشته آن زشت بنیان بدگمان در تکمیل ماده نفاق باهم اتفاق نموده مکرر بعرض اشرف
میرسانیدند که بندگان اقدس ملاحظه سامان سواران مامورم را بفرمایند زیرا که مقدمه
تسخیر دار السلطنه کابل در پیش است از آنجا که بحسب ظاهر این معنی یعنی مقدمه کابل
مدنظر و پیشنهاد خاطر انور بود بنابران در باب سامان سواران آنها امر اشرف شرف نفاذ
یافت چنانچه یومیه جهانداد خان و سمندر خان سان سواران خود را کم کم بحضور ساطع النور
میدادند بعد چندی عرض کردند که سان کل سپاه ملاحظه فرمایند هنوز حکم منظوری
این عرض شرف صدور نیافته بود که دفعه و غفلتاً با تمامی لشکر به گهر خود که مستعد
نمك حرامی و منتظر حصول بدسر انجامی بودند بدولت خانه بالاحصار به بهانه ادای سان
پیاده وسوار داخل دربار شده دور و کنار این نیازمند در گاه الهی را بمانند نگین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
