Machine transcription
(۲۲)
با پنج هزار سوار دیگر مرخص ومامور فرمودیم هر گاه خوانین مذکور بسردار احمدخان
ملحق شدند وخبر جمعیت اثر این اجتماع بقندهار به شهزاده کامران تا بقندهار رسید
شهزاده کامران تاب اقامت و توانائی را بخود ندیده ناچار رو بفرار بقلعه فراه قرار
اختیار کرد متصل ظهور اینحال خجسته مال نصرت اتصال عرايض مقرب الخاقان سردار
احمد خان ومحمد اکرم خان امین الملك را نیز بحضور پرنور گذرانیدند عرضداشت نموده
بودند که شهزاده کامران بمجرد استماع خبر نهضت رايات عالمتاب تاب اقامت بمقابله
سپاه نصرت پناه بخود ندیده و قرار را رونق کار و غنیمت روزگار پنداشته گریخته
در فراه فرار گرفته است نواب همایون ما بعد اشتهار این فتح وفيروزی چون منزل بمنزل
کوچ فرموده داخل شهر صفا گردیدند عریضه شهزاده قيصر را بحضور تفاخر دستور
بدین مضمون گذرانیدند که بتخويف بعضی مخا لفین متوهم شده پناه بمزار فیض آثار
ملا نور محمد آورده امیدوار عفو گریست که بندگان اشرف از برای خدا و تصدق فرق مبارك
تقصير و خطیات غلام را عفو فرمایند بندگان ما بنده پروری و ترحم گستری عالیجاهان
محمد اکرم خان وسردار احمدخان را فرستاده مقرر فرمودند که شهزاده قيصر را بحضور
انور حاضر سازند چون بندگان اشرف ما رونق افزای قندهار شدند سردارین مأمورین
شهزاده قیصر را بحضور باهرالنور حاضر آوردند بعد از عفو جرایم وتسلى وتشفى عنايت
شاهی مقرر شان شده که همیشه در رکاب نصرت انتساب حاضر بوده مورد تلطفات باشد
اگرچه جناب عاليه نواب یعنی والده صاحبه و برادر بجان برابر سکندر شان شاه زمان
پیوسته باصرار التجا و التماس مینمودند که شهزاده مذکور را بحکومت قندهار سرافراز
فرمایند باینکه بملاحظه آنکه قندهار ملك درانی است و شهزاده مذکور خردسال میباشد
مبادا بازاو را از جاده صواب منحرف ساخته مستعد بغی و فساد ومرتكب سرکشی و عناد
سازند لهذا در آ نحال عذرات آنحضرت را منافی مصلحت وصواب دید مامور دارالسلطنه
کابل فرموده شد در آن اثنا عالیجاه محمد اکرم خان وغیره خوانین درانی بعرض اشرف
رسانیدند که در هنگام که فتح خان از کابل از خدمت اشرف همایون باغوای سوء قسمت
وشومی طالع روگردان گشته و فراری شده الحال از شامت افعال و نمکحرامی و خود کامی
دربدر و آواره بحروبر میگردد و در مکافات تقصیرات و جرایم خود سرگشته بادية
غربت و کربت میباشد و نقوش ندامت این غرامت چون حروف سر نوشت وداغ ملامت
از ناصیه احوال وصورت حال او هویدا گشته لهذا التجاب عفو انعام عام اعتصام بعروة وثقاى
بندگان فلك احتشام نموده امیدوار فضل واحسان بیکران میباشد چرا که درظل رافت
پادشاهی خاص وعام چه دشمن ناکام چه دوست خجسته انجام ماه وسال وصبح وشام
بهره اندوز وشاد کامند .
اديم زمین سفره عام اوست
درین خوان یغما چه دشمن چه دوست
هر گاه از عنایت بیغایت شهنشاهی تقصیرات او صورت پذیر عفو باشد بندگان اشرف
او را بحضور حاضر میسازند عریضه فتح خان در آن اثنا متضمن با الوف افتقار وزاری
ومشتمل بر صنوف وانکسار و خاکساری بملاحظه اقدس اشرف در آورند که غلام خانه زاد
دولت ابدمدت بندگان ظل الهی است اگر عفو تقصیرات کمترین منظور نظر تفقد اثر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
