Machine transcription
کثیر و جمعیت بندگان اشرف و الاشیل است مصاحبت و قت و بهبود کار دران است که
این وقت خودرا از لشکر مخالفان بر کناری کشیده بدعاء بقاء الله تعالی این خدمت غلامان ظاهر
و با هر خواهد شد بندگان ما با یه کریمه ولا تلقوا باید یکم الی التهلکه اطاعت نموده و صلاح بیگھواه را
راهین مصاحت دانسته خودرا با اصرار ازین معرکه بر کران کشیدند که برزگان گفته اند
بهر جای در کی توان تاختن که جاه اسپر باید انداختن یعنی از ارغستان کوچ فرمودیم اگر چه
در آنساعت شدت باران و سرما بحد کمال بود مگر شبهنگ شب رفته بعد از قطع مسافت بعید
وقت صبح بود بحدود غلزائیان رسیدیم که در آنجا دست رس مخالفان نبود چون که سبب
باران و سرما مشقت بسیار بذات والاترین و تعب بیشمار بمردم سپاه رسیده بود لهذا بقدر
یکپهره روز در آنجا توقف نموده رخت و جامه خشك ساخته و اسپان را جو کبیری کرده
از آنجا بحد د عبدالرحیم خان هوتکی نزول نموده شد و در آنجا چندیوم توقف فرموده بودیم
که نا گاه شهزاده قیصر و صمد خان که سابق شکست یافته بودند حبر ورود بندگان ما را
شنیده مشرف حضور ساطع النور شدند بعد از آنجا کوچ فرموده در بوری که مسکن
مردم کاکر است تشریف فرماشدیم در آنجا بصواب امرای حضور مصاحت چنان قرار
یافت که شهزاده قیصر و صمدخان و غیر انور باشی و شادی خان اچکزائی و باقی خوانین مامور
قندهار شوند بندگان ما عزیمت بسمت کابل معطوف فرمایند تا انشاالله مقصود بدست آید
لیکن بندگان ما چند روز جهت تدارك خرج توقف نموده چند دانه جواهر منجمله جواهرات
که همراه بود با ملازمان معتبر داده امر فرمودیم که بطرف دیره جات رفته معامله کرده
قیمت آن را بحضور برسانند و هم دران فرصت دستخط مبارك برای خوانین درانی و غلامخانه
قزلباش شیعه و آثاره کابل و کوهستانی در باب مخالف نمودن بشاه محمود صدور یافته مضامینی
که معتمدان ما مامور حضور و سر انجام خرج راه نموده مشرف حضور پر نور شدند بندگان
ما از منزل بوری کوچ نموده بحدود رودت که هم حدود طایفه نیازا ئی است نزول اجلال
ارزانی فرمودیم و خوانین غلزائی دانه چند از جواهر مرحمت شده که تا بحد تهیۀ جمعیت خود
فراهم آوری لشکر نمایند که عزم بندگان ما بتسخیر ولایت کابل بالجزم است .
وقایع هفتم جنگ مردم کابل پاشاه محمود و محصور ساختن او
صورت این وقایع چنانست که چون امراء مردم کابل و رعیت و خوانین درانی و کوهستان
همگی و تمامی شیوه الطاف و شفقت گستری و روش انصاف و بنده پروری جبلی بندگان
مارا نيك دریافتند واز ظلم و تعدی قزلباشیه واز عملهای بد و کردارهای او باشیه
خوانین و سپاه شاه محمود جان بلب رسیده بودند ناچار دعوی مذهب را وسیلۀ مقصود نموده
جنگ سنی و شیعه را پیش آورده چندین مجادله های خانه جنگی نمودند حتی که مردم بسیار از
طرفین کشته و خوار و خسته شدند تا آنکه شاه محمود از شهر و نواحی کابل منهزم نموده در
قلعه بالاحصار محصورش کردند بندگان ما نیز در آن فرصت از محال رودت کوچ کرده
درالتمور که نزديك محال لوگر است تشریف فرما شدیم اول حاجی رحمت الله خان فوفلزائی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
