Machine transcription
تحریر اسم هر يك از اینچنین اشخاص وفا اختصاص که در خدمتکاری واخلاص خود را بمانند
آفتاب علم ساخته اند موجب تطویل کلام است و در اجمال تحمیل مرام که بر همین قیاس
هر يك از خدمتگاران حق شناس و هوا خواهان حقیقت اساس بقدر حوصله و استعداد خویش
با وجود یاس و هراس در خدمتگذاری و جانسپاری حصول نیکنامی نمکحلالی نموده ادای حقوق
نعمت را کما حقه مودی ساختند آفرین برچنین مردان مگر نظام الدوله که با وجودیکه
صاحبکار و مختار کار بود و زرو مال بیشتر از همه حاصل نمود چنانچه امین الله خان در زمان
مختار کاری خود بکرات بحضور شاه جنت آرامگاه عرض و اظهار نمود که نظام الدوله
از روی تحقیق مبلغ ده لك روپیه از مالیات نقد برده از آغاز بروز مقدمه بلوا الی انتها
ومراجعت افواج انګلیسه بطرف هندوستان هیچ خدمتی نه بصاحبان بهادر و نه بپادشاه
و اولادش بجا آورد که بقید تحریر در آید اما افعالی در زمان صاحبکاری خود بجا آورد که
باعث بر انگیختن چندین فتنه و فساد و موجب بد نامی و حقارت شاه غفران پناه جنت معاد
در ممالك افغانستان شد حقا که اگر تنقیص مواجب خوانین غلجائی بادعای کمال کار دانی
که محض حماقت و نادانی او بود نمیشود و علاوه بر آن پیشر هفت ساله خود را کرها بر آن
طوایف حاکم مقرر نمیداشت چرا آنها باغی میشدند و همچنین اگر در اخراج پنچنفر خوانین
معتمد درانی متوطن قندهار و نامدار و با اعتبار ساعی نمیگشت چرا آنها محرك بلوا میشدند
فی الحقیقه اگر ملاحظه خیر دولتین عالیقین میداشت چرا با فعال ناشایسته خود پادشاه غفران
پناه را بدنام ملک افغانستان میساخت و اگر خلل انداز فیمابین صاحبان و پادشاه نمیگردید
چرا در اول وقوع مقدمه بلوا از پادشاه غفران پناه بد گمان میبود آفرین براینچنین
نطفه که مقدمه بلوا که ظهورش بوجود اعتبار نار کنزان بصد از دو سال احتمال داشت
او با فعال نيك خود مواد فتنه و فساد را در يك سال قابل اخراج ساخت القصه شاه فتح جنگ
در زمان محصوری خود بحسب رای میرزایان موصوف بنابر انتظار ورود افواج صاحبان
والاشان که شاید بزودی آمده دستیار مطالب و کامران مقصود شوند قبول خواهش مردمان
کابلی و قزلباش ومحمد زائیخان را نفرمودند و اگر نه هر يك معتبران خود را بمقامات بجهت
صلاحیت فرستادند هر گاه شاه فتح جنگ عذرات محمد زمان خان را در مقدمه شهادت شاه غفران
پناه میپذیرفت وصلت صبیه صلبیه دوشیزه خود بشاه فتح جنگ میشود و یقین که اگر صلاحیت شاه
موصوف و محمد زمانخان بضمانت کابلی و قزلباش میشد چندان خرابی بعیال و اموال
ومنسوب ومتعلق شاه غفران پناه و خود فتح جنگ شاه نمیرسید مگر فتح جنگشاه چونکه منتظر
برورود جنود صاحبان بلندشان بودند با هیچکس صلح نمیکردند صالحیکه با محمد اکبرخان
نمودند هم بنهایت ناچاری و حالت اضطراری بود که سابق ذکرش گذشت .
بتخت نشستن فتح جنگ شاه در کابل بورود جنرال پالک صاحب بهادر .
خلاصه اینکه شاه فتح جنگ باتفاق جنرال پالک صاحب بهادر و افواج انگلیسه
در هز دهم ماه شعبان سنه ۱۲۵۸ هجریه وارد کابل شدند جنرال پالک صاحب بهادر
و جارج میگرینگر صاحب بهادر پنجه ید فتح جنگشاه را بر تخت شاهی نشانده وبیرق
(۱٥٤)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
