Machine transcription
(٩٤٢)
خواهد شد مبادا صاحبان جلال آباد بیمل شود لهذا فرمودند که محمد اکبر خان هرگاه از
محاصره جلال آباد دست برداشته مشرف حضور اشرف شود در باب گذاشتن جلال آباد
بندو بستی با صاحبان انگریز کرده خواهد شد یعنی اول معتمدی نزد صاحبان مقیم جلال آباد
میفرستیم اگر برضا ورغبت خود کوچ نمودند بهتر والا بعد آن بجمعیت و اتفاق عازم جلال آباد
میشویم چونکه خیر خواهان طایفه بارکزائی باز آمدن محمد اکبر خان را روا نبودند حیله
چند در چند در میان می آوردند عاقبت الامر صلاح وقت بهمین منعقد شد که محمد اکبر خان همدر انجا
باشد لاکن بجهة صاحبان دستخط فرستاده شود چنانچه حضرت خاقانی مرتبه اول
سردار عنایت الله خان درانی بامی زائی و در ثانی دین محمد خان پیشخدمت خاص حضور خود
را ظاهراً بصورت وکالت با ینمراد که صاحبان از جلال آباد کوچیده بروند و باطناً برای
استمالت واطمینان وهوشیار نمودن شان که محمد اکبر خان شخصی بسیار بدعهد و خدیعت
پیشه است زنهار بقول و قرار او اعتبار نکنند که همچو توقعه میکند تا من صاحب در حق شما
نیز پیش نیارد بضریعه نوشتجات موکده فرستادند و درینمعامله مراد ومقصد حضرت خاقانی
آن بود که چند گاه باین آمد و شد سفیر و دستخط سخن بتعویق افتاددزبان عوام از مقدمه تحريك
جلال آباد بسته شود چون مرتبه ثالث بخفیه نوشتند که حقیقت مکاری وغدار یمردم کابل برینمنوال
است که شنیدید ودیدید پس چه باید کرد که ما وشما از شر و فساد این مردم کف بیاد
ایمن و آباد وخاطر جمع و آزاد بمانیم وزیاده خرابی بایشان نرسد هیکرینگر صاحب
بها در نوشتند که حضرت خاقانی از روی تفقد و مهربانی بوجهی که ممکن پنددارند
تا عرصه پانزده روز از کابل حرکت نفرمایند که فوج ما مردم عنقریب از پشور در جلال آباد
میرسد حضرت خاقانی نظر بنوشته صاحب موصوف بلیت ولعل و امروز فردا عرصه دوماه
کامل از کابل حرکت ننمودند و بار کزاییان ببره مردمان همین میگفتند و شهرت میدا دند
که پادشاه عین فرنگیست فریفته او تشوی و بیاغت همین است که قصد جهاد بطرف جلال آباد
نمیکند حضرت خاقانی مبالغ خطیر بهر بی سر و پاداده اول بزغل هريك را بدست آورده
رفتن جلال آباد را بانواع الحیل در تعویق میداشتند تا که بهر کس خوب یقین پیوست
که پادشاه هرگز عزم جلال آباد بطوع جهاد ندارند لهذا بتعلیم و تحريك باركزائيان
عوام كالانهام و بعض خواص خدیعت اساس میر حاجی نام پسر میر واعظ را که یکی
از اکابر سکنه کابل است مقدم نموده و علمها برداشته و چندین مصحف با تبرکات که
در زیارتگاهها بود برسر داشته فوج فوج جوق جوق با صوفیان حق گوی و فقیران مست
موی که بحقیقت اینهمه افعال مملو از فریب و مکر بود از کابل بعزم جلال آباد بیرون
شدند شاه جمجاه چون دید که جماعه فتنه انگیز بار کزائیان شعبده دیگر بروی
کار آراستند اگر حالا من از شهر بیرون نشده شامل اینجماعه نشوم بلاتامل مقدمه
بلوای عام بر من برپا خواهند نمود ناچار بند و بست نموده بندگان شهزاده فتح جنگ
را پیش قراول فوج مقرر ساخته مرخص فرمودند شهزاده موصوف در ده خداداد در خیمه
گاه قیام پذیر بودند وحضرت خاقانی از قلعه بالاحصار با فوج مانند مور و مار بتاريخ
5 avril 1842 بیست و دوم ماه صفر بومسه شنبه با سامان شاهی و دبدبه عالم پناهی در دامنه کربوه سیاه
سنگ نزول اجلال فرمودند لاكن با محرمان ومقربان مکرر میفرمودند که در عرصه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
