Machine transcription
« ۷۷ »
امیران خیر پور بانتظام امورات مالیه سایر شکار پور پرداخته بقرار هفت حصه مقسوم
نمودند چهار حصه از امیران حیدر آباد و سه حصه از امیران خیر پور مقرر نمودند و از طرفین
امیران کبار گماشتگان و حاکمان جداگانه مقرر شدند و حسن اساسات حاکمان شکار پور که در
هر ماه ماه حیات حکومت شان در برج زوال می رفت چه انشا نمایم اکثر جاهل و از خرد
بیگانه و در فسق و فجور یگانه پری رخان شکار پور دیو سیرت دیده مجنون وار صحرا نورد
لیلی جمال پری رویان دیو سیرتان شکار پور بودند و همیشه بدرد سر خمار زنا کاری مبتلای.
آخر بعد از چند ماه طلوع ماه سیادت دستگاه امیر امراء نادرة الایام سید محمد کاظم شاه
از طرف مغرب عنایت امیران حیدر آباد بر شهر حکومت شکار پور گردیده و از امیران
خیر پور فقیر عالم خان مری که حکماء یونان دانش و بینش از معالجه آن عاجز آیند مامور
گردیده فقیر مذکور بزودی بر قصر رفیع اساس حکومت شکار پور نشسته و صورت پری رخان
شکار پور دیده مجنون گردیده و پیاله های زمرد گون با شراب آمیز زده تمام روز یا وه
گوئی می نمود و در طریق فقر و دریشی دلریش نموده سخنان بی معرفت بیان می نمود و چون
آسیای در هر کوچه و بازار روز و شب در گردش و عیش می نمود هر گه ای و هر کوچه که کدام
حریف زنگه بازی می دید او را استه دان نمی داد و بلکه آنها را سخت دشنام می داد که
مبادا زیور حسن از محستان کشیده بروند خود شیفته و فریفته حسن گلرخان شکار پور بوده
دیگری را روای نداشت که پای درین گلزار حسن بگذارد و در یوم میله هندوان بر ناله
سند گاه سوار و گاه پیاده غبار کف پای پری رویان افتخار سروری خود دانسته برناله
مذکور در میله حاضر می شد و بی محابا در میان عورتان عور و پوشیده خود را داخل می نمود
و بدالجوئی آنها می پرداخت و بعضی عورتان خنده کنان از او حجاب می نمودند و بعضی متنفر
می شدند فقیر مذکور بمعاینه این حالت در زبان سندهی بعورتان مخاطب می گردید . که از
فقیر چرا می گریزید و چرا پنهان می شوید هر جا که از شمایان پنکر در انجا از فقیر عالم
جان و سر خواهد بود چون ازین قسم چندین اختراعات فقیر مذکور می باشند اگر تشریح
داده شود هر آئینه مبسوعه هزلپات خواهد شد و از عالمپناه زبدة نجباء سید محمد کاظم شاه چه
بیان نمایم ـ صفت پاك وی از مدحت ما مستغنی است دست مشاطه چه با حسن خداداد کند!)
در نجابت ذات و حسن صفات یگانه روز گار، و قدر اهل کمال و شریف بسا می دانست و خود
هم در کمال و حسن صورت معنی نظیر نداشت و دست نوازش چون ابر بهار در زیرش غیب جوان
و عنانند زیبا صورت شرین کلام خسرو معنی شناس بود و بانتظام امورات ریاست شکار پور
بخوبی می پرداخت که هر کس وضیع و شریف از حسن اخلاق کریمانه او ممنون و ثنا خوان
بوده مگر آدمان عمله اش اکثر بادی آتش خونی که اصلا آب مروت در دیده حیانداشتند
و براندك سخن چون غبار آشفته می شدند فی الجمله از سرائیدن این نغمه مطرب خامه را
باز داشته بنواختن طبل جهاد جناب عرفان مآب میرمبان احمد شاه غازی پرداخته میشود.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
