Machine transcription
« ٤٩ »
که درین اثنا عالیجاه خالو خان الکوزی از لشکر سردار محمد عظیم خان نیمه شب چار صد
فراری شده آمده مشرف عتبه بوسی سرکار اشرف گردیده و بخلع فاخره سرفرازی یافت
از انجا که از آمدن عالیجاه مذکور به پیشگاه اشرف اعلی موجب تصدیق قول امیران در پیش
سردار ممدوح شده و هم متعاقب متواتر دسته دسته لشکر از سردار موصوف جدا گردیده
آمده ملحق رکاب اولیای دولت میشدند سردار محتشم الیه بمعاینه این حالت لشکر خود
البته غفران نویس تردد و حیرانی گردیده جمیع خوانین و امرای خود را پیش خود طلبانیده
شمع خلوت را روشن نموده و قطعات عرایض که امیران از اولیای دولت به بهانه مطالعه
گرفته فرستاده بودند به هريك اميران وخوانین خود نشان داده تبسم کنان با مرای
و خوانین مخاطب شده که شاه شجاع الملك از ملک هندوستان همین بازی مهر کنی یاد
گرفته که عرایض از طرف شما خوانین نوشته و مهرهای هر يك زده امیران سنده را فریفته
میخواهد که باین حیله سازی رخنه انداز اساس جمعیت ما شود این میگفت و عرایض بدست
هريك خوانین داد آنها بمعاینه عرایض غرد عظمه ندامت از دماغ حماقت خود زده
با یکدیگر نگاه ها کرده و بقیام های خود رفته دست افسوس می مالیدند و لب حسرت
بدندان ندامت میخائیدند و میگفتند که این آتش افروخته باد تزویر امیران سنده و این
غبار فتنه انگیخته تدابیر آنهاست و این آب آورده از جوی حیله وری اوشان است زود است
که جوهر صداقت اخلاص و ایفای عهد و پیمان با اولیای دولت بمنصه شهود جلوگر میسازند
خوانین خراسان بعد معاینه این صورت قلم وقدم خود را از نوشتن و رفتن پیش امنای
دولت موقوف و کوتاه داشتند و مرهون منت و احسان سردار محمد عظیم خان شدند با وجودیکه
تمامی منسوبان و خان ومان خوانین وامراء مذکور در خراسان و قلعه کابل قندهار بدست
سردار ممدوح بود اگر در خورچنین حرکات نفاق طراز پاداش سزای خوانین و امرای
مذکور میپرداخت جای داشت لیکن سردار مرضع از روی فکر صائب و اندیشه ثاقب و مصلحت
وقت با خوانین مذکور چون گل شگفته فرحان و شادان گیاهی چین خشم و کین و ملال
هرگز بر جبین خود نینداخته با امرا و خوانین خود سوره عبس نخوانده که مبادا باعث
تشویش و اندیشه خوانین مذکور گردد بلکه بیش از پیش از اهتزاز نسایم التفات و مهربانی
موجب شگفتگی ازهار اولیای خوانین خود میگردیدند في الجمله اميران ممدوح باين
حسن لطایف که مذکور شده سردار محمد عظیم خان را از توسن سرکش خیال جنگ و جدال
فرود آورده خودها را برسند مدعای ما فی الضمیر خود سوار کردند بندو بست اخراجات معهوده
وماليات مقرره با سردار ممدوح نمودند بعد از آن چوکیهای لشکر خود را به بموجب
صلاح سردار موصوف بر شوارع تعین نمودند و حکم قطع دادند که هرگاه احدی سوار
خواه پیاده از لشکر سردار محمد عظیم خان فرار گردیده بحضور اولیای دولت برودنگهدارند
واز قتل وقتال آن صرفه نکنند که دوباره احدی از لشکر سردار ممدوح هوس رفتن
به پیش پادشاه نکنند چوکی لشکر امیران چندین کسان سواران و پیاده گان از لشکر
مغروره سردار موصوف بقتل رسانیدند هرگاه صورت این واقعه بر مرآت ضمیر اولیای
غوايعه مارک ( ۱۰۰۰ ) جلد ب سردار محمد عمر محمد هاشم ج سید محمد سرور بن رجبعلی ه اجرایئه تاریخ یوم ۲۹-۱-۲۹ مطبعه عمومى
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
