Machine transcription
این معنی علاوه باعث بی آرامی کناره داران سرکار میر صاحب بهادر اصطبار گردیده دیدند
که صیغه از عدم وصول تنخواه خود بنام وثیقه های پرماشه تفنگ سوار دارند در آیینه فساد کلی
روی خواهد داد و چندین امردیگر سبب بیز تفنگهای خواسته شد آخرالاعلاج بطرف
امراسیان سرکار انگر یز ی در مراسله رفته قلم سبعه رقم منشان بدوت نگار
گردیده که این چه انصاف وچه عدالت وچه ملت وچه آئین است بلا تکلیف که جای
تحسین است تنخواه چند ماهه سپاه در صورت عدم شئی دیگر محض برای خدمات
سرکار انگریز بهادر درسرکار این اخلاص شعار مامور ودفاتر مخلص طلب
میباشد وادای ومطالبه تنخواه داران از پیدایش ومحاصل این ملکهای مقصوبه سرکار
واصل می شد الحال ملک را در تصرف سرکار نصف مدار آمده از تنخواه سپاه چه
علاج شاید کرد این همه تنبیه گوناگون بجا آوری خدمات است که ملکها را
سرکار ایشان بردند و سپاه را برمن گذاشتند که متاع بحر را به غنای رسد از هر چه
میر سد سقان در ست خوشتر است .
اینجا مقام دم زدن جبرئیل نیست الحال تعوق تنخواه سپاه از سرکار والا بعمل
آید والا سپاهیان سر بفساد کلی خواهد کشید درین سورت بعض سپاهیان که کار
کسان میر صاحب بهادر را سمت کشش بودند و نزديك بود بلوای عام گردد در این
اثناء صاحبان انگریز سواران خود جهت فهمایش سپاه بمر صاحت بها در ما مور
نمودند هرچند سواران سرکار بپسیان میان مذکور فهمایش نمودند لیکن موثر نشد
مقابله مابین سواران سرکار وسپاهیان مذکور شعله ور گردید چند نفر از سپاهیان
مقتول ومجروح شدند و دیگران از سپاهیان را سواران سرکار دستگیر نمودند چون
سپاه میر صاحب بهادر چنین حالت معاینه نمودند بناوی پای شرارت ودست فساد را کوتاه
نمودند آخر مطاق نوشته میر صاحب بهادر معاینه فساد سپاه از سرکارا نگریز بهادر
انجام دادن تنخواه سپاه از خزانه خود نمودند چنانچه بموجب یادداشت مزین بمهر
میرصاحب بهادر تنخواه سپاه وغیره اهلکاران از سر کارا نگامیز بهادر عنایت گردیده
که هر کس از سپاهیان مذکور تنخواه از خزانه سرکار حصول نموده و پروانه رهدازی
از سر کار انگریز گرفته از هر طرقی که آمده بودند همان طرف مرخص وروا نه
شدند مبلغ از خزانه سرکار انگریز بهادر سپاهیان میرصاحب بهادر عاید گردید
ودر صورت وصول تنخواه سپاه بسیاری کسان از ديك جود ونوال میرصاحب بهادر
کپچه های ودند خصوصاً ديوان مقرای که در حضور کلانتر صاحب بهادر بسبب رهنموئی
ونشاند هی بعض مدار یات شرف احضار یافته از بسیاری سپاهیان سر تراشی نموده
که از بیان بیرون است هم برطرفی سپاه میر صاحب بهادرفقط دو كس یکی عالیجاه
حافظ حکومت خان ودیگر درمحمد خان در ملازمی میرصاحب ممدوح می ماندند ودر
ملازمیء میرد گان نیز سرکار انگریز بهادو ناراضی بلکه در باب برطرفی آنها بسیار
به میرصاحب بهادر نوشتند و گفتند لیکن میر صاحب بهادر تجویز نوشته وانموده ازین خیال
برطرفی عالیجاهان مذکور دست برداری نموده از آنجا که امروز در این عصر سفلی
میرصاحب بهادر قلو همش وجوان مردی و در مراسم جود ونوال و دانش و کمال بنظیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
