Machine transcription
(٤٢٢)
حکمر ما بود که یونانیان او را او مفیس Omphis با بنام ولایت او تکسیل می نامیدند. مشارالیه از یکطرف با سلطنت قوی پاروس و از طرف دیگر با آریانی های ابهی ساره در جنگ بود. آمبهی در نیکائیا آمده از اسکندر كمك طلبید و او را برفتن هندوستان تشویق داد. درین وقت آمبهی در«اوند» شخصاً عسکریان خود را از تکسلا رهنمائی کرده تا ایشا نرا بر حسب وعده که داده بود با سکندر تقدیم کند. اسکندر همراهی او را باخوشی تلقی کرد و پنجهزار مرد جنگی را که آمبهی در جنگ پارو س تقدیم او کرد پذیرفت (۱) و دعوت های او را قبول نموده در مقابل اینقدر مساعدات دوباره آمبهی را بجای او مقرر داشت . آمبهی که پادشاه تکسیلا گفته میشد باینصورت ستراب اسکندر در تکسیلا گردید .
اسکندر و پوروس : اسکندر از ولایت تا کسیلا بطرف قسمت علیای دریای «هیدآسپس» روان شد. در میان راجه های هند آنکه با یونانیان بنای محاربه را گذاشت پوروس راجه پنجاب بود و در آن زمان سلطنت بزرگی داشت . مشارالیه میخواست بولایات همجوار نیز نفوذ نموده آنها را زیر سلطه بیارد . ازینرو شاه آمبهی باوی از در مخالفت پیش آمد و بالاخره چون وسع خود را نمیدید باسکندر پناهید. اسکندر در ماه می٣٢٦ق.م بکنار دریای جهلم رسید و درماه جولائی جنگ را با پوروس شروع کرد (۲) اسکندر در موقع باران با کمال خفا از دریا بگذشت . پسر پوروس خبر یافته بادو هزار عسکر خواست ازو جلو گیری کند ولی کشته شد در این اثنا پوروس بامداد رسید. جنگ شد و بعداز جنگ مقدونیان غالب آمدند. خود پوروس بدست اسکندر اسیر افتاد گویند چون ازو پرسید که ا کنون چطور با تو رفتار کنم ؟ او گفت طوری که در خور پادشاهان باشد اسکندر ممالك او را باو پس داد و او را در جملهٔ دوستان خود شمرد .
(۱) ص ۱۰ رهنمای تکسیلا مولفه سر جوهن مار شل .
(۲) ص١٥٥ سالنامهٔ ١٣١٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
