Machine transcription
(۲۶۰)
دگرسوی ميكر يكی رزم جوی به لشكرسوی کابل آورد روی
چنان زين خبر شور وغوغا فتاد تو گفتی سپهر و ثريا فتاد
بسيار مردم كريزان شدند تهيدست افتان و خيزان شدند
جو طوفان نوح اندر ان شورو شر بمادر ز دل رفت مهر پسر (۱)
بزرگان کابل زبی لشکری زبون آمدند اندر آن داوری
ز انديشها بی تقابل شدند بناچار بيرون ز کابل شدند
جو فوج فرنگی بکابل ديار در آمد بر آمد ز گردون غبار
چنان توپ رشاهين در آمد بجوش که طبل و دهل زد بهيبت خروش
زدی ناله نقارة خام پيچ که اين شور بر پيچ هيچست وهيچ
برون کينه از طبع سر کش زدند بکاشانه چند آتش زدند
روان حكم شان بود مانند آب به يك هفته بومر ز و بوم خراب
زخاك سيه بارها کرده بار کشيدند بر اسپ و پيل و شتر
برفتند از کابلستان برون چو علت ز تن روز بحران برون
رسيدند چون در حدود فرنگ بهر شهر کردند روزی درنگ
منادی تبیره زنان سو بسو (۲) همیگشت و میزد ندا كو بكو
که سلطان آفاق شاه فرنگ بشمشير آورده کابل بچنگ
ولیکن دلش زان زمین گشت سرد بجرم نفاقش گنهکار کرد
بکبار خاکش بهم بر زده ز قهر جها نبالش در زده
بدانگونه از بيخ بر داشتش که خاک سیه نيز نگذاشتش
جوابش شدی از همه مرد وزن که شك چيست خود روشنست اين سخن
بده ساقیا جای یا قوت رنگ بشکرانه دفع اهل فرنگ
که تا فرخی آيدم در ضمير روم تا به کابل رسانم امير
۱- تصحيح خ برفت از دل مام مهر پسر .
۲- تبيره : يعنی طبل و كوس .
ا کبر ۱ ضمه (۱۰۰۰) جلد ) ب سردار محمد و محمد اعظم ح سيد محمد سرور ن جبلی يوم ۲۹ - ۱۲- ۲۶ مطبعه عمومی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
