Machine transcription
(١١٤)
مقرب گشت و این شهزاده تیموری در حق او الطاف و مراحم بی پایان داشت.
میگویند رویهمرفته در هر روز پانصد فرد را استنساخ می نمود و روزی هم بصورت
فوق العاده یکهزار و پنجصد فرد بحکم میرزا سکندر خویش نوشت (۱) چون
شهرت او در خوشنویسی بسمع شاهرخ میرزا رسید او را از شیراز به هرات طلبید
و از التفات هنر پرورانه اش مسرور فرمود مولانا معروف در کتابخانه
شاهرخ مشغول استنساخ و استکتاب گردیده هنروران و خوشنویسان زیادی
را تعلیم خط داد.
بالاخره هنگامیکه در بیست و سوم ماه ربیع الثانی ۸۳۰ هـ احمد نامی در مسجد
جامع هرات بعد از ادای نماز و خروج از مسجد به بهانه تقدیم داشتن عریضه
فرصتی بدست آورده بر شاهرخ میرزا حمله و او را زخمی نمود بعد از شفا یافتن شاهرخ
مولانا معروف را به تحریک ابا یسنقر میرزا که ملال خاطری از مولانا داشت به جرم
همکاری با سوء قصد احمد محبوس نمود. و بالاخره در هما نسال یعنی در ۸۳۰ هـ
پیمانه عمرش در محبس بسر رسیده بدرود حیات گفت مولانا معروف علاوه بر اینکه
خطاط زبردست بود اشعار نیکو و آبدار نیز میسرود چنانچه از اوست :
زترك چشم تو هر تیر غمزه کامد راست
درون سینه نشست انچنان که دل میخواست
معین الدین احمد (ميرك) : پسر ميرك حسین نام است اصلاً از هرات بوده
ولی میرحسن جد بزرگش از پدر خویش که میر حسین نام داشت رنجیده بقصبه
خواف آمده مستقر شد بعد از چندی میرك كمك پسر میر حسن مذکور با پسر
خود میرك حسین که پدر معین الدین احمد میرك است. بهندوستان شتافته
مسکن گزید معین الدین پس از مرگ پدر به سرزمین دکن بسر میبرد.
به فضل و هنر و خوشنویسی شهرت داشت در زمان شاه جهان باشهراده دارا شکوه
(۱) صفحه ۲۳۰ پیدایش خط و خطاطان طبع مصر.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
