Machine transcription
۷۲
فصل سوم
ابتداء سلطنت افغان و قیام زعیم ایشان در امور کشورداری
یا نهضت افغان ها در قندهار
چون ملت افغان در محیط جلادت و اقدام نشأت یافته اند لهذا. ملت افغان قومیست عسکری که برای سلطهٔ اجنبی گاهی قندهمی نکرده اند ادارهٔ محمود غزنوی [۱] و چنگیز خان تا تاری و تیمور گورکانی با وجود استیلاء کاملهٔ آنها بالای ایشان از طرف ملت افغان بی خطر و ایمن نبوده هم چنان در زمان انقسام مملکت ایشان بین سلاطین هند و فارس دائماً در کمین بوده در وقت فرصت آتش فتنه را بمقابل شاهان فوق الذکر می افروختند طائفه غلجائی که بارها بر عساکر محمودی دست درازی کرده حکومت غزنین را مدتی بتصرف خویش آوردند. و طائفهٔ از این افغانها در دهلی سلطنتی را تشکیل دادند. حینیکه شاه عباس کبیر بر قندهار مستولی گشت ابدالیها و غلجائیها با و انقیاد نمودند [۶] حینیکه اهالی از جور والی قندهار به تنگ آمدند از طرف قبایل افغانان قندهاری متفقاً يك نفر وكيل ”سدو خان ابدالی“ را بدربار پادشاه دادخواه فرستادند، شاه را بلاغت و فصاحت سدو خان در هنگام اظهار شکوه خوش آمده ادارهٔ قندهار را جهت استرضاء خاطرش به او سپرده حاکم سابق را عزل نمود سدو خان ادارهٔ ولایت قندهار را چنان بخوبی و کمال عدالت انجام داد که محبت عامه را بخود حاصل کرد، و اثرات حسن اداره
(۱) محمود غزناوی معروف به «محمود زابلی» که از بطن دختر رئیس زابل و صلب سبکتگین در نیمهٔ اخیر قرن چهارم در زابلستان که مرکز آن غزنی بوده بوجود آمده از روی قوانین اجتماعی افغان گفته میشود اما افغانها در عرف خود برای مفتن گردیدن يك رئیس و زمامدار امتزاج خون را بصورت تکرار در تکرار اهتمام میدهند لهذا انقیاد افغانها به سلطان بیشتر از ناحیهٔ ریشه جز می بوده.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
