Machine transcription
٤٨
استقبال شایانی از سید نموده و سلطان با کمال عطوفت و مهربانی او را ملاقات
نموده نزد خویش مقربش گردانید و همیشه در موضوع شئون هر دولت و حال اسلام
با او مشوره ها و مصاحبه ها می نمود. چون احترام و تعظیم سید جمال الدین بحد
کمال رسید لذا در قلب او اثر نامی کرده عزم نمود که در آستانه اقامت نماید و
سلطان را در اصلاح دولت عثمانی و ممالک اسلامی ترقی مسلمین و تخلیص آنها
از دست والیان ظالم و جفاکار ارشاد و هدایت نماید. سلطان برای او يك قصر مجلل
و عالیشانی را با اسباب و لوازم تهیه نمود و ماهوار باندازه هفتاد و پنج لیره
عثمانی معاش میگرفت. گویا سید در آستانه با کمال رفاهیت حیات بسر میبرد.
طوری که خدیو اسماعیل با سید رفتار نموده او را نزد خود مقام و منزلتی
داد و برایش معاش مقرر نموده بود سلطان نیز با سید جمال کمال مهربانی
و ملاطفت را مرعی میداشت تا در عالم اسلامی مراعات او را با علم و علماء و احترام
مصلحین و متفکرین اظهار نماید.
مدتی گذشت و جمال الدین به الطاف و مراحم سلطان محظوظ و آسوده بود
ولی استاد صیادی بمقام و منزلت سید حسد برده نزد شاه از سید شکایت می نمود
پس بالای سید هجوم آورده او را به تهمت کفر و زندقه متهم گردانید. چون در
اثر مقام و رتبه او قدرت حکماء و زعماء نازل میگردید لذا همه با او حسد میبردند
سید علوی الحضری (امیر ظفار) و شیخ ظافر المدنی الطرابلسی، از مقربین دربار
سلطان بودند.
باری سید جمال به اظهار قول خود محل اتهام قرار یافت. جمال الدین گفته بود:
"من اطراف اشجار بندلر (١) را طوریکه حجاج بگرد کعبه میگردید طواف
مینمایم" در این موقع او از تذکار این جمله نزاکت شعریه را مد نظر گرفته
(١) بندلر کلمه ترکی است که در عربی آن را صلود میگویند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
