Machine transcription
١٥٣
مضرات خودسری
محمد سرور خان پسر خود را والی قندهار مقرر ساخت و نیز عبدالعزیز خان پسر
دیگر خود را که عمر او از ١٦ متجاوز نبود بقوماندانی عسکری قندهار مقرر نمود ؛
این قوماندان جوان را غرور و خود نمائی بجمع آوری قشون مجبور ساخته بدون
علم پدرش اردوی خود را بطرف هرات سوق داد وقتیکه بقریه گرشک رسید با
محمد یعقوبخان پسر امیر شیر علیخان مصادم گردید ؛ قوماندان جوان قندهار با
دو صد نفر پیاده دفعتا بر قلب اردوی و خصم هجوم برده توپچی دشمن را کشته
توپ آن را استیلا نمود وقتا که لشکر محمد یعقوبخان قطع مدد را از و ملاحظه
کردند فی الفور او را احاطه نموده دستگیرش نمودند چون خبر اسارت قوماندان
قندهار به اردوی او رسید برعایه عادت شرقی خود که از فقدان رئیس خود متشتت
میگردد شکست نمودند محمد یعقوبخان بصورت فوری اردوی خود را امر حرکت
داده شهر قندهار را بدون مانع در تصرف آورد بعد ازان شیر علیخان قوی دل شده
از فتح قندهار در وجودش روح عزم و اراده دمیده شهر قندهار را به محافظت
سوارهای جمشیدی و فیروز کوهی گذاشته خودش با محمد یعقوبخان پسر خود و بعداز
جمع آوری قوه بطرف کابل حرکت نموده در وادی مقر که بفاصله شش فرسخ از
غزنی واقع است با محمد اعظم خان مقابله شد درین اثنا هر دو عسکر باستحکامات
وسنگرها و خندق های خود اخذ موقع نمودند ؛ زمانیکه محمد اعظم خان از عزم هجوم
شیر علیخان واقف گردید به محمد اسمعیل خان خائن خط فرستاده او را باقوه معیت او
بگمان اینکه شیر علیخان پدر او را کشته و او را خیلی اهانت نموده بکابل خواست
مشارالیه از بلخ با قشون معیت خودش حرکت نموده در حدود کوهستان تاز مانیکه
هر دو لشکر در دشت مقر باهم مقابل گردیدند توقف نموده در همین اثنابر شهر کابل
هجوم آورده شهر کابل را بامید اینکه او را شیر علیخان مانند پدرش والی قندهار
مقرر نماید بنام شیر علیخان فتح آن را اعلان نمود
وقتیکه این خبر به عساکر محمد اعظم خان رسید نا امیدی ایشان را فرا گرفته فتور
و تفرقه در جمعیت ایشان ظاهر شد، و در وحدت آرای آنها تشتت و اختلاف بروی کار آمد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
