Machine transcription
گفتمش دل بغم عشق تو دیوانه شده است زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه شده
صاحب مراة الخیال مینویسد که محمد صالح کابلی همواره برلب دریا حقیقت
متمکن بوده بشست وشوی کدورت باطنی اشتغال مینمود با والدامجد مؤلف مدتها مدید
دوستی بزرگانه درزید روزی وقت شام درگرمی شوق بجهت بانگ نماز برخاست
چون بکلمه اشهد ان محمدا رسول الله رسید پر توجمال محمدی برآیینه مصفا دلش تافت
نعره قوی برآور و چند حرفی زده بیهوش بزمین افتاد عزیزان به نماز ایستادند
و چند نفر متعهد حال کرامت اشتمالش بگذاشتند چون مرد محفوظ بود فی الحال
با فاقه آمد و وضو تازه کرده بجماعت ملحق گردید. واز فرط شکستگیهای نفس اماره لفظ
شکسته را تخلص خود برگزید و این مطلع که از بیت فوق الذکر است درینجا ثبت گردید
کاری که باختیار کردیم ترک همه کار و بار کردیم
وله
نازم بچشم خود که جمال تو دیده است افتم بپای خود که بکویت رسیده است
هردم هزار بوسه زنم دست خویش را کو دامنت گرفته بسویم کشیده است
شوق افغان
تخلص محمد حسن خان افغان و از تلامیذ سراج الدین علیخان آرزو ست -
این دو بیت اردو را صاحب گلشن بخار بنام او مینویسد ؎
دکھا دیدار اے پیارے کہیں وقت سحر درگذرا مرا فرداے محشر آج ہی میں کل ہی درگذرا
مدت سے یہ بحث درمیان ہے پر علم نہیں کمر کہاں ہے
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
