Machine transcription
۷۹
مژه شوخ کسی بر سر جنگ است اینجا
شانه مو به تم زخم خدنگ است اینجا
بیصدا ناله ما چون جرس تصویر است
سهرگون چشم کسی در دل تنگ است اینجا
رازی
تخلص خواجه زاده کابلی است و گاهی رحمی تخلص مینموده در عنفوان شباب جوانی
در غایت حسن و جمال طالمان علوم ماورالنهر اورا در میان خود رئیس ساخته بودند ازوست
بر رخ نشسته گرد غریبی بسی مرا
نبود عجب اگر نشناسد کسی مرا
ماتم و شکست دل و ویرانی خاطر
یک خاطر و صدگونه پریشانی خاطر
یار با غیرمست میگردد
نیک و بد هر چه هست میگردد
دلا مقید این چند خود پسند مباش
پسند کن همه کس را و خود پسند مباش
صاحب نفائس المآثر می آرد که بغایت بیقید و آزاد مشرب بوده و گاه گاهی
در بازار با سر و پا برهنه میگردید
صاحب هفت اقلیم امین رازی می نگارد که در ماورالنهر و کابل زمین جوانی
را که اختر حسنش بدرجه کمال میرسد ظرفا بدو گردیده بریختش بر میدارند و هر یک
بر خود منصبی و خدمتی مقرر ساخته فرمانش را لموقعه اجر میگذارند و مرتبه حسن او
بدانجا رسیده بود که اورا بریاست انتخاب نمودند
چون مرتکب این امر مردم با درایت و فهم میشوند خواجه صاحب موصوف
آن منزلت را غنمیت دانسته در صحبت ایشان کسب کمال نموده و در اندک زمانی
از دهکده جهالت بشهرستان بلاغت و فصاحت رسیده اشعار نیک منظوم نمود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
