Machine transcription
فتوحات اسلام
(۶۲)
بیان فتح جزیره
صالحین با قبل شایان میگمار ابوعبیده از خداوند سوال کرده است که حصه در ازین طاعون
نصیب فرماید بعد از ان ابو عبیده را طاعون عارض گردیده بدار بقا شتافت معاذ
بن جبل چون خلیفه گردید مانند ابو عبیده در بین مردم خطبه میخواند و بهمان قسم روم را
انقباء مینمود و میگفت معاذ از خداوند مسئلت میکند که با ولاد معاذ نصیب فرما بد
عبدالرحمن پسرش مبتلای طاعون گشته داعی مرگ را اجابت نمود معاذ نیز در حق خود طلب
نمود و در کف دستش طاعون عارض گردیده کف دست خود را بوسیده میگفت ما احب
انی بما فیک شیئاً من الدنیا یعنی دست نمیدارم بمقابل تو چیزی را از دنیا پیر
از ان بموضع بشارت شتابید وفات کرد چون عمر و ابن العاص خلیفه گردید همرا
مردم بطرف جبال شام رفتند و خداوند طاعون را از بین شان بر داشت درین
طاعون مردمان کثیری تلف گردید که کسی مانند آنرا ندیده بود و مدت درازی مکث
نمود لاجرم دشمنان بر ایشان طامع گردیدند عمر ابن الخطاب رضی الله عنه در حین ظهور
طاعون با جمعی از مهاجرین و انصار بقصد شام از مدینه شریفه خارج گردید چون به
شرح که موضعیست قریتب شام ما بین مغیثه و تبوک رسیدند با ابو عبیده و امرای
لشکر ملاقی گردیدند امرا جنود از شدت مرض طاعون در شام ایشانرا مطلع گردانیدند با وی
از مهاجرین و انصار بسیار بودند حضرت عمر رضی الله عنه ہمراہ اصحاب خود مشوره نمودند بعضی
گفتند ما بمحض بر آنزا برآمدیم از جهتہ طاعون عودت نمی نمائیم و برخی میگفتند که بلا و فناء است
ما رفتن را مصلحت نمیدانیم حضرت عمر رضی الله عنه فرمودند شما توقف نمائید مہاجرین فتح را
از قریش طلب کردند و از ایشان استشاره نمودند آنها برای حضرت عمر رضی الله عنه را
متابعت نمودند بنا بران حضرت عمر رضی الله عنه فرمودند در حین صبح معاودت مینایم و میتوم
ابو عبیده فرمود آیا از قدرتی پرودگار فرار مینمائی حضرت عمر رضی الله عنه جواب داد که یا ابو عبیده
اگر این سخن را غیر از تو می شنیدم از اور انتقام میگرفتم بلی من ازین قدر الله بمقر فرار کرده
به آن قدر خداوندی میروم مثلا اگر تو چند شتر داشته به وادی فرود آئی که یکطرفش سرسبز
وطرف دیگرش بی آب و علف باشد و تو با ن طرف سرسبز بروی قدری خداوند نیست
یا بالعکس عمل نمائی آنهم قدری الله تعالی نیست عبد الرحمن بن عوف در یموقت غایب بود
وقتیکه حاضر شد گفت در نیبات رسول الله صلی الله علیه وسلم این حدیث اشنیدم -- اذا
سمعتم بهذا الوباء ببلدة فلا تقدموا عليه واذا وقع ببلد وانتم
فیه فلا تخرجوا فرارا منه یعنی اگر شنیدید که در شهری و بائی دفعشد شما بآن
شهر نروید و اگر در شهری که شما در آنجا بودید عارض گردید از آنجا فرار مکنید این حدیث
حاشیه
اول غاز و اخرش با شین
معجمه شتر
فریهیست در راه مکه معظمه
بعد از غدیب
مثبوت
بمیم مضموم وسین وباء
القوی وشام وادبی اقوی
موضعیست که تو میوجات
بسیار که در نزد بعت است
عمر رضی الله عنه بدین موضع توقف
نمود و عکسی شرح گردید بعد
ازان بروز و مع فتح کرد
بین مدینه منوره و شام دویم
اجلاس سید بیامیم محمه ام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
