Machine transcription
فتوحات اسلامی
( ۵۱ )
بیان فتح حمص بعلبک
بیکدیگر تلاقی شده معرکه شدیدی پدیدار مسلمانان قیاس را مقتول ساخته از جسد دو مانی
چنان قتلهای بساختند که تا آنوقت ندیده بودند و تمام شان چون نعش واحد مردند
حضرت خالد رفته در قنسرین فرود آمدند اهالی قنسرین از نهایت خوف خود را محصور ساخته
مسلمین بر سرشان گفتند اگر بر ابلق جاکیر شوید خداوند ما را بر شا حمل میکند یا انکه شما را
در نزد ما فرود می آورد مردم قنسرین چون حالت مسلمانانرا مشاهده کردند مسلماً که
شجاعت را از ناصیه شان دیده با دخودر ا از احوال پرملال پالی حمص آوردند ناچار
مانند اہل حمص با مسلمانان مصالحه کردند خالد صلحشانرا بشرط تخریب شهر قبول کردند
و آنها نیز راضی کشند مسلمانان در سهل شهر گشته عماراتشرا منهدم ساختند در این ایام
هرقل به قسطنطنیه داخل گردید و سبب رفتن ہرقل به قسطنطنیه این بود که خالد از ملک معظم
قصد اور انمود ابوعمر ابن الا کب از ولایت گونه حرکت کرده از ناحیه قرقیسا طارح شد
و عبد بن این معمر از ناحیه موصل حریص آن گشته اما بعد از غرم مراجعت نمود بنابراین هرقل
خوف نموده داخل قسطنطنیه گردید چون حضرت عمر رضی هم عنه از افعال خالد باخبر شد گفت
خالد خود را امیر ساخت حتماً حضرت ابو بکر رضی هم عنه را ارحم کند که نسبت بمن در معرفت رجال
اعلم بود چونکه سابق حضرت عمر رضی هم عنه خالد و شنی را از امارت عزل نموده بودند محرو مودند
که من این دو امر وا پر سبب شک یا خیانت شان معزول نمودم لیکن خوف نمودم که
بسبب عظمت آنها مردم بعنا د خود را بدیشان بنموده امر خلافت در انظار مقدر گردد
هرقل بعزم قسطنطنیه اور پا خارج گردیده به شمطاط نزول نمود و از انجا بطرف طنطنیه
رفته در موضعی مرتفعی ایستاده رو بطرف شام نموده گفت اسلام علیک یا سو سلام
و داعیه که منابعد مین ما و تو جمعیت حاصل نمیشود و هیچ رو می بسوی تو آمده نمیتواند
الا مخوف تا که متولد شود مولود شوم کاشکی متولد نمی شد بعد از ان امردی
و متعلقین آن در روم کو اراب بعد رفته داخل طنطنیه گردید و اہل قلعه نائیکه
که بین اسکندرون و طر سوس واقعند گرفته با خود برد تا اینکه مسلمانان در عمارت بین
انطاکیه و روم نروند و قلعه بهار اخاک آلود ویران کرد چنانچه در انجا کسنی نمی یافتند
بسا بود که رومیان در انجا کمین کرده بر مسلمین اصابت نمودند مسلمانان از مواضع مختلف
در اشند
ذکر فتح حلب انطاکیه و قصبات آن
ابو عبیده بعد از اختتام امور قت ترین بطرف شهر حلب متوجه گشتند در بین طریقت
بر ایشان خبر رسید که اہل قنسرین قصر را در نموده بنای کهر را اندند بنابران ابوعبیده
مفصل
شهر ستسیت مابین حلب و قنسرین
شهسیاح
شهر بیست رروم از بناهای
وانطاکیه و همانجا قصر سیبت
اسکندرون
در بیتا انطاکیه
طرطوس
شهر بیست به سوه شام
بین انطاکیه و حلب
حلب
شهریست بیست شات ان دلیکے
وسیع و بابرج در نزدیکی انتاکیه
وجبله و قاره و نامند زرا و
انطاکیه شهری است
از نواحی شام در مجا حلب در قلعه
و یج و کمره و مینا قسقا به بیار
بهم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
