Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد دوم (۳۵) رسیدن جلال الدین آمد و منهزم شدنش
امام حدیث و حافظ تواریخ متقدمین متاخرین دانای انساب و اخبار عرب است تالیف معانی دارد
یکی از انمله اسد الغابه فی تاریخ اصحابه رض و یکی تاریخ کبیر سمی بکامل است و دیگر مصنفات نیز دارد
علاء الدین خلکان هم از جمله شاگردان این علامه است جزیره مذکور که مسقط الرس علامه است
از ان سبب باین نام سمی شد و آن شخص موسوم بعبدالعزیز این عمر که انا بال برقعی از توابع موصل ارج را
بنام و ده است عساکر خوارزمیه که نزد جلال الدین بودند در دیار بکر و موصالح حلب متفرق شده بمانند شرم ریگا
فساد را نموده زنا و فواحش و قتل را کار فرما شده کار مسلمانان خیلی دشوار شده بود این قصه بسیار طویل است
بقصد اختصار از ان عطف نظر میکند در سنه ششصد و چهل و یک تتر با بقصد ممالک غیاث الدین غسیرو سلجوقی
که صاحب بلاد روم بود برآمدند غیاث الدین ابوعلیبی که استعداد بود و آنها باسی الدین خارجی ا با جمعی روانه کردونا
دیگر اطراف هم پای تا رسیدند مابین جنبش وطرفین مخاشنه شد لشکری عساکر روم خیلی بدری شکست خورده تلفات
زیادی از قبیل اسیر و بدست تتر ها آمدند بر خلط و اماست یغما نموده غیاث الدین هم در یکی از قلعه ها گریخته
از تترها طلب امان نموده در اطاعت شان داخل شد در سنه ششصد و چهل و سه تاتار ها بقصد بغداد درآندو
عساکر بغداد بمقابل شان برآمده تترها در شب منهزم شدند لیکن جون تقدیر از لی باستيلاء تتر ها بر بغداد و
انقراض دولت بنو العباس مقدر بود خداوند جل شانه برای این که اسباب برای اسباب علاماتی پیشتر
خلق فرموده بود بزرگترین این اسباب این بود که مسلمانان از استقامت برآمده در معاصی و شہوات
منہمک شده از جمله علامات نیز این بود که در انروز ها بعضی امورات احداث میشد که درینوقت
آنها مردم گمان میکردند که قیامت در این سال ها قایم می شود مکرو و آخر معلوم شد که آن امورات
مقدمات زوال دولت عباسیه و ضعف اسلام است جلال الدین سیوطی در این مخاضه میگوید
برای انقراض دولت عباسیه پریشانی مردم مقدماتی بود که علما و بیشتر ان استدلال مینمودند یکی از آنجمله
بود که در یوم سه شنبه محرم هم ربیع الاخر باد شدیدی در مکه مکرمه وزیده و پوششهای کعبه را واحد ثر قا ر ایز
دست کرد و بعد از ان کعبه شریفه عریان میبود حافظ عماد الدین بن کثیر میگوید این قالی بود که بروزوال دولت
عباسی و فتنه تا تارا یا مینمود ابن کثیر مذکور میگوید در سنه چهل و هفت آب دجله طغیان نموده بسیاری
از محله ها و خانه های مشهوره را برده حتی نماز جمعه هم خواندن ان دشوار شد و در همین سال بریک
در دمیاط ہجوم آورده نفری بسیاری کشتند در سال ششصد و پنجاه آتش زد ه کی در حلب
احداث شد که ششصد خانه سوخت و میگویند فرهنگی اسب آن شده بودند در سنه پنجاه و یک
آتشی در بعضی کوه های عدن دیده شد که شراره های در شب در دریا میافتاد و در روز از ان د ود بزرگ
می برآمد مرد ما برین نظاره بخوف افتاده تو به در و مظالم نموده با فعال حسنه شروع نمودند در سنه پنجاه
چهار دجله طوفان نموده خلق یا ویر تلف نموده خانه های یاو را ویران ساخت دووم نعاق باسوار شدوم
تلفات مردم را دیده بخداوند استغانه بنمودند آب بار جوار های شهر داخل شد وی زور ویرا باسد دید پر ستاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
