BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 607

Page 607

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 607 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد ثانی (۱۴) قبضه تاتاریا بر مراغه فتح نمودند چون تا تارا در سنه ششصد و هفده گرجستان را فتح نموده سال را در انجا گذاشتانند در اوایل سال ششصد و هجده دیدند که بعضی قوتها و فشارها ایشان را بجنگ و جدال تهدید میکند و چون عادت شان بود که اگر در موضعی که جلوگیری سخت میدیدند از انجا منصرف شده عزم جای دیگری مینمودند ازین سبب گرجستان را رها نموده جانب تبریز شتافتند رئیس تبریز هدایا و تحف بایشان مصالحه نموده ایشان هم تبریز را رها نموده جانب مراغه رفته آنرا محاصره کردند در مراغه رئیسی که از ان دفاع کند موجود نبود تنها زنی در ان دیار ریاست داشت که بقلعه رو بید جای داشت حضرت پیغمبر صلی الله علیه وسلم میفرمایند رسته کار نخواهد شد قومی که ولایت امور خود را بزنی بسپارند بعد از محاصره جنگ بطرفین جاری و تاتار با تحقیق بامرایران غصب نموده بنای هجوم را گذاشتند از جمله عادت این قوم یکی این بود که اسیران مسلمانان را با خود می بردند و پیش جنگ میساختند و اگر هم اسیران مذکور از جنگ مرعوبیت و یا ابا می نمودند ایشانرا میکشتند گویا مسلمانان مجبور بودند که با برادران خود جنگ کنند تا تارها اگر از سر مسلمانان جنگ نمینمودند گو یا خطره جنگ و کشتار از طرفین مسلمانانرا متوجه نمینمود جنگ در مراغه چند روز مداومت نموده و اخیراً شهر در چهارم ماه صفر بدست شان مفتوح شد تیغ را بر اهالی گذاشتند و تا بدست شان آمد کشتند و اموالی را که بکار آمد شان بود به یغما برده بقیه را سوختاندند در ینوقت برایشان معلوم شد که بعضی نفری زیر دشان پنهان شده‌اند غله باین هم مسامحت نکرده اسیرانرا مجبور نمودند که برو وازها بایستند و ندا کنند که تاتار کوچ نمودند مسلمانان که این ندارا میشنیدند از مکمن ها می برآمدند و بقتل می‌رسیدند علامه ابن اثیر میگوید بمن گفتند که زنی از تا تارها در یک خانه از مسلمانان داخل شده یکجماعه مردان را بقتل رسانید و ایشان او را مرد تصور مینمودند بعد از انکه یراق خود را گذاشت معلوم شد که زنیست و بدست یکی از اسیران خود کشته شد ابن اثیر میگوید از بعضی اهالی مراغه شنیدم که یکی از تا تارها بدروازه داخل شد که در انجا صد نفر از اهل مراغه موجود بودند و آن تا تار بنای کشتار را گذاشته یکه یکه از ایشان را بقتل رسانید تا تمام شدند و یکی در بین شان نبود که دست خود را به بدی بران ظالم دراز کند چنان ذلتی بمردم رسید بود که نمی‌توانستند کم یا بیش از خود با دفاع کنند نعوذ بالله من الخذلان بعد از ان از مراغه برآمده قصد شهر اربیل نمودند علامه مذکور میگوید این خبر در موصل بجرائم رسید و ما سخت پریشان شدیم حتی بعضی از مردم قصد فرار را نمودند درین فرصت خطوط مظفر الدین

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 607. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/607 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/607
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record