BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 390

Page 390

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 390 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۷۷) غزوات اندلس از سلاطین گذشته اینقدر جمع نموده بودند گفته است ابن حزم عدد فهرست کتابت چهل و چهار بود که هر یک مشتمل بر بضعت ورقة و کتب که از بانی علوم بود لا تعد و لا تحصی بود بعضی از علما فرمودند که عدد کتب او چهار لک مجلد بود و در اکثر کتب دستخط و حاشیه او بود معلوم میشد که همگی از نظر و مطالعه او گذشته و چون ابوالفرج اصفهانی کتاب آغانی را تالیف نمود فرستاد یک نسخه را بر آنکه جایزه فرستاد حکم برای او هزار دینار را حکم خلافت را در سنه سیصد و شصت و شش تولی نمود و مدتی ماره او شانزده سال گردید رحمه الله علیه بعد از ان پسر او هشام موید خلیفه شد زمانیکه هشام نه ساله بود و حکم او را ولیعهد خود کرده نیده محمد بن ابی عامر را که ملقب است به منصور معافری ـ و معافر بطن است از حمیر و خدمت میکرد ام هشام را اولاً پس حکم آنرا ترقی داد تا اینکه بمنصب قضا رسید بعد ازان که نجابت او ظاهر شد مترقی نمود تا انکه وزیر کلاوة شد پس از ان بر آپس خود آنرا وزیر الوزرا ساخته بود و وزیر مذکور تدبیر سلطنت را می نمود و دارای صفات حمیده بود و دان خلافت هشام در میان مسبوی اهل اسلام حرکت کردند تسخیر کردند حصه شان لشکر های بسیار تا اینکه نصرت داد خدا تعالی اهل اسلام را بر ایشان چون این سیر احسان و کرم او جمیع مسلمانان را شامل شد حب او در دل مسلمانان جای گرفت آوازه او بخوبی بلند شد و بلند گردانید مرتب علما را و تجمع نمود مهندسین اطبا را را توسعه داد برای عساکر مسلمانان و این وزیر صاحب عقل در ای شجاعت و کرم و بصیرت بحروب متدین و عالم متقن بود و هلاک کرد متغلبین و سرکشان و مستقل بود در کارهای سلطنت تا اینکه نام کسی از اولاد خلفا برده نمی شد و خلیفه محجور بود این حالت بیست و هفت سال استمرار یافت و در هر سال دو غزا میکرد یکی در زمستان و یکی در تابستان در نفح الطیب گفته که منصور بن ابی عامر واقع شد بلاد اهل شرک و طغیان را و خوار کرد ایشان را انقدر که هیچ کس نکرده بود ذکر غزاوه از غزوات محمد بن ابی عامر اعنی منصور وزیر سبب غزوه این بود که بعضی از رسولان وزیر منصور بسوی فرسیه ملک شبکسن ابن شانجه رفته ملک بسیار اعزاز و اکرام کرد این رسولرا و مدت مدید رسول سیاحت میکرد و بر سر روز به نزهت گاهی میرفت تا اینکه روزی در کنیسه کلان تماشامیگذشت و تفرج میکرد ناگاه ملاقی شد زنی پیر مسلمانی را چون سخن گفت زنی این رسول را شناخت و گریه کرد و گفت چگونه خوش میگذر و منصور را خوابیدن در بستر راحت و من سالها در اوار الکفر ماسور باشم در این رسولرا قسم داد که هر وقت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 390. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/390 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/390
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record