Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۳۱۷ ) ذکر غزوه های هندوستان
شهرهای فرنگ گردید از دربندشان که بمیان دو کوه بود تجاوز کرد بشهرهای فرنگ داخل شد و در قتل و اسیر
نمودن و خراب کردن بلاد فرنگ مبالغه نمود چون رعایا و لشکری که دید که طرخان برانها ظلم کرده مستحفظان مقرز کرده
اند برایشان بشوریدند و یک نفر مجرم نام را همر او لشکریان جمع و تسخیر منازل و قلاع نمودند قوزا که هنیز باتی مانج را که
خود تهیه مینمود چونی بخایج ام اورا دانستند مصالحه نمودن میل کردند بر اینکه اموال غنیمت که ده کیج گذاشته بود در روید
گفت من اقامت دارم از رفتن مستم فرنگیان قضا دادند که باغنایم بر و قبول نکرد آخر لقضدیاں کوش هم میرسیم منظور
قبول کرده در بیله بروی کشاوند غنایم را بدستور ایشان بار کرده همراه عسکر پیش خود باز آمد.
ذکر غزوه های هندوستان
جاری کننده غزوات ہند سلطان سبکتگین بعد ازان پسر او سلطان محمود غزنوی علیه الرحمه بود سبکتگین در اصل غلام یکی از من
الپتگین میر لشکر غربی از طرف سامانیان بوک خراسان که ایشان جانب خلفای عباسی عامل خراسان بودند مقرر بود چون
ابو شجاع وفات کرد در میان ورثه او کشمکش منتج باشد به امارت پدیر چون سبکتگین عاقل و متدین صادق بے نظیر عالی
همگی با رتبتا و اتفاق نمودند در سنه سه صد و شصت و شش غزنه والی گردیده عبد الحاز بار غایامیش وقت بسلطنت
آن مجدی گردید بعد از فوت او پسر او سلطان محمود بسلطنت پیرسشمه گرفت در کابل و هند و خراسان سلطنت شان تنطیم حول
هفت پاتی محمود مدت ولایت شان سه صد و سزده سال شد ملوک شان شیرین کالح دند از روی سرت همصد ما سلطان محمود را
کر جهاد و کارهای نیکو و از وی بسیار باقی مانده از اسلطنه شان عنوی و کشور غیت ایران را بوبی دانسته این این
نیشا پور سنه سه صد و شصت شش سبکتگین پر سلطان محمود بقرار فرستاده های تعلیم اله در کوه های پیچ کر د اسلام مقام پیش
چو چی پال ملک ہند امر را که وحشت انگیز یعنی قهر های او راسبکتگین تصرف کند ملاحظه نموده شکر و فیلها جمع کر جهت
متابولایت سبکتگین رسید سبکتگین نیز با مقداری از لشکری انجا روی مقابل او بیرون امد و ملک سم رسیدند، و دای بسیار
کاری از حیف کند و کیان در نمایت یابند نزد یکستان چشمه بود که بوق دار ماغ و غورک آب که چشم نجاست اقبول میگردم
کمی را بچشم نمیدیدی چننی اب به جوش ولی ارزان اسان بر و رعد و برق پیدا شد سبکتگین ناصح است کتے
در نمود اتفاق در سلیم دور عد برق باران داشته چند بها چون ان سال ان دید بود گویا بر ایشان کیامت کم کر ده مهر
متفرق شد گر و گفتند رعد و برق بالایشان نال می ساخت گویند که از شدت سر ما بسیاری از ایشان مالک شدند پادشاه
کستان خود را نزد سبکتگین فرستاد صلح طلب شدند مسولان امر مصالحه رغبت اند نمو دند بعد از سعی جوم
مصالحه را باین قسم قبول نمود که ملک ہندمان بسیار را با پنجاه فیل دا د چند شهر را وعده کرد و چند تن را از
اعیان نزد سبکتگین که و نهاد چند کس از مسلمانان خود برد که شهر ہارا تسلیم کند زیرا که مال و فیلها مخالفتها شو
بود چون ملک مابوی ولایت خود رفت جو د را از مھلکہ خلاص دیده مسلمانی را که باخود برده بود بعوض دردیها
خود توقیف نمود چون سبکتگین این خبر را شنید شکر اسلام را جمع کرده بطرف ہند رفت اول از اکتسا پاها
ویران نموده رفت تا بلمغان رسید و آن بهترین قلعه ایشان بود مقهور و غلبه را برا فتح کرد بتخوانه ها را ویران کرد
لعه واشک با حکام اسلام را در انجا بر پا کرد از انجا حرکت کرده شهر ها را فتح کرده اہل آنها را میکشت جمعت مفصول
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
