Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۴۱۰) در سیر حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه
خود را بر دمان زاید پا میگذارند سخن نمیزند ایشان مگر بچیزی که
خداوند مهیا کرده است از برای ایشان و خداوند در قلوب بنده
گان هیبت شد ید از طرف عمر رضی الله عنه انداخته بود در روأیت
شده است از قاسم بن محمد بن ابی بکر الصدیق رضی الله عنه که حضرت
عمر رضی الله عنه در راه میرفت و چند نفر از اصحاب نبی صلی الله علیه
وسلم در عقب او بودند ناگهان چیزی بخاطر او رسید التفات
برایشان نموده همه از خوف بر زانوهای خود افتادند و فرو
تنی میکردند حضرت عمر فرمود خداوندا تو میدانی که خوف من
از تو بیشتر است از خوف ایشان از من و چشم های او میرنخت از
گریه کردن و حضرت عمر رضی الله عنه میفرمود اگر خوف حساب نمی
داشتم امر میکردم که گوسفندی برایم به تنور بریان کنند و روایت
شده است از سفیان که فرمودگاه حضرت عمر را اشتها میشد بچیزی که
قیمت ان یکدرهم بود تا یکسال تاخیر مینمود و انس رضی الله عنه
می گوید روزی دیواری در بین من و عمر رضی الله عنه حائل و پرده
بود که می شنیدم از وی که بر نفس خود خطاب میکرد امیرالمؤمنین
بخ بخ قسم بخداوند است یا ابن الخطاب یا از خداوند خو ترستگاری
میکنی تا از عذاب رسته شوی یا اینکه خداوند ترا عذاب میکند
یک مرتبه عمر رضی الله عنه بزیارت ابا الدرداء رضی الله عنه
رفت ابا الدردار فرمود که یا عمر یا د داری حدیثی را که حضرت رسول
صلی الله علیه وسلم مارا حدیث نمود فرمود کدام حدیث ابا الدردا
فرمود این است که فرمود صلی الله علیه وسلم که باید کفایت کند هریکی
شما را از دنیا بقدر توشه شخص سواره باشد یعنی چون شخص
سوار بطرفی میرود توشه اندک همراه خود بر میدارد عمر رضی الله
عنه فرمود آری حدیث را یاد دارم ابا الدرداء فرمود که یا عمر بعد
از رسول صلی الله علیه وسلم فعل نکردیم قول او را و تا صباح هر
دو نفر بایکدیگر سؤال و جواب میکردند روایت شده است از نافع
رضی الله عنه که عمر رضی الله عنه دعا میکرد مضمونش اینکه خداوندا
واجب گردان از برای من در دوستی خود و دوستی دوستان خود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
