Machine transcription
(٢٤)
کجا بود تدبیر و ناموس و غیرت ـ که دادند ملك و وطن چند تن را
توان برد دست از مخالف حریفی ـ که هر دم مهیاست جان باختن را
چها در وطن کرد دزد بد اختر ـ که مردن بدی مژدۀ زیستن را
تن خلق از ان زشت رفتار دیدی ـ شب و روز زندان غم پیرهن را
بتکرار دیدند افراد ملت ـ غم و درد و رنج و بلا و محن را
زبی ضبطی ضبط و تاراج مردم ـ ندانستی از خویشتن خویشتن را
زکف داده هر واحدی خان و مان را ـ وداع ابد گفته فرزند و زن زا
بجور و جفا سوخت جانها گروهی ـ که واقف نبودند دل سوختن را
چه بودی اگر دیدی آن سخت حالت ـ که آسان شدی بیستون کوه کن را
نمود ارغوانی رخان زعفرانی ـ برنگ بهی ساخت سیب ذقن را
وطن بود گلزار خون شهادت ـ عزیزان کفن ساخته پیرهن را
نمودند در خاك بس جامه خونین ـ شهیدان ندانند رسم کفن را
شب ما کند روز ای قوم و ملت ـ خبر میرسد آفتاب زمن را
بپاریس خواهد شد آگاه روزی ـ کند در زمان عزم باز آمدن را
نجات وطن سخت باشد و لیکن ـ نه شاه توانای شمشیر زن را
وحید زمان نادر عصر و دوران ـ که جان میدهد لطف طبعش بدن را
ازان گوشۀ دور این بود عزمش ـ که از خار و خس پاك سازد وطن را
پی راحت ملك و ملت چو مردان ـ پسندید برخویش رنج و محن را
وطن را کند باز خالی زدشمن ـ کند خانۀ عیش بیت الحزن را
چو خورشید طالع شد از صبح کشور ـ زدود آن شب تار تاری پرن را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
