Machine transcription
صفحه ( 55 ) سال اول - مجله کابل شماره ( 11 )
غوریگانه و لایق بود ، که از هر طرف محصور بممالک اسلامی بوده و هنوز
مسلمان نشده بودند ، اصطخری مینویسد در زمان سامانیان فقط کسانی از اهالی
غور مسلمان بودند که در جوار علاقه های اسلامی سکونت داشتند . در قرن
دهم اقتدار شارهای غرجستان بدرجه ای بود که بقول بارتولد حتی مرورود
( مرغاب ) نیز مربوط به شارهای آنجا گردید .
حملات بیانی ومحکم سلطان محمود غزنوی درقرن یازده مسیحی بکلی ولایت
غور را سر بسر مفتوح ، و اسلامیت را درانجا تعمیم نمود ، پاد شاهان محلی
غرجستان و غور و خانواده های مقتدر وطنی یکی پی دیگری سقوط نمودند
وآخرین شاه غور در آهنگران محمد ابن سوری خودش را در دربار سلطان
به نگین زهر آگینی مسموم کرد و آخرین شار غرجستان ابو محمد ابن نصر
( معروف به شاه شار ) اسیر سلطان گردید . ازین بعد ولایت غور اسماً تابع
دولت مقتدر غزنوی گردیده ولی اهالی همان هوای تحکم در سر داشت . عهد
غزنوی تاثیرات مهمی درمورد غور نداشت معهذا شیوع اسلام که انقلابی درماده
و روح اهالی تولید کرده بود ، آهسته هسته نضج گرفته و ولایت را مستعد
پرورش فضلا و دانشمندان زمان مینمود . در قرن 12 اقدام بزرگی از اهالی
غور بروز نمود ، وخانواده سوربا طرح حیرت آوری به تشکیل قویترین سلطنتی
در افغانستان پرداخت ، جهانسوز معروف دولت فرسوده واز هم ریخته غزنی را
از پا در آورده ولایت غور را بمدارج ارتقا سوق نمود ، درین دوره ولایت
غور توانست به تلافی خساراتی متوجه گردد که از قرن هفت ببعد بآ نولایت
وارد گردیده بود ، فیروزه کوه و بامیان جدید وسایر شهرها از قبیل کرمان
وشبوران هريك در صحنه مدنیت وجمال عرض اندام نمودند :
افسوس حوادث سوء جهان با استعجال تمام این دولت درخشنده را ازمیان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
