Machine transcription
( صفحه ۸۸)
کابل
( شماره اول و دوم )
بر ملك رضی نوح بن منصور عصیان آغاز کرد خواست ولایت غرش و لواحق آنرا در تصرف خویش آرد و پدر و پسر را باطاعت خود وادار دایشان سر باز زدند و حقوق طاعت نوح نگاه داشتند ابو علی بنزاع آنان برخاست و لشکر بمحاصره ایشان فرستاد و پس از انکه بارها منهزم گشتند عاقبت در قلعه منیع که در اواخر کوهستان آنجا بود و بارث بدیشان رسیده حصاری شدند تا امیر ناصر الدین سبکتگین آهنگ ابو علی کرد ولشکر از حصار قلعه شار باز گشتند و شاران در یاری نوح با میر سبکتگین منضم شدند و هنگامی که ابو علی هزیمت کنان بجانب جرجان میرفت از و سخت انتقام کشیدند و از آن پس حالشان نیکو بود تا آنکه یمین الدوله محمود بن سبکتگین غزنوی بارث امیر خراسان شد و چون ولات اطراف اذعان باطاعت او آورد و خطبه بنامش خواندند من ( ابو النصر یا ابو النضر محمد بن عبد الجبار عتبی ) مأمور شدم که پیش شاران رفته از یشان بیعت ستانم، ایشان بواجب طاعت قیام کردند و فرمودند تا در شهور سنه ۳۸۹ در کوره غرش اقامه خطبه بنام محمود شد و من هنوز آنجا بودم که نامهائی از جماعتی که از مرو بیخا را گریخته بودند یعنی بکتوزون و فایق و ابو القاسم سیمجوری و عبد الملك سامانی و همراهان او از سامانیان رسید که نوشته بودند ما باستعداد وافی مهیای معاودت جنگیم و از شاران توقع مدد کرده بودند شار ابونصر آن مکاتیب را بمن فرستاد که مطالعه کنم و انگاه بنشان ثبات عهد آن پدر و پسر آنها را عیناً بخدمت محمود فرستم من مکتوبی برای دلگرمی و تحسین ایشان نوشتم ( عین مکتوب را نیز در کتاب درج کرده ) پس از ان شار شاه بدرگاه حاضر آمد و اکرام و انعام فراوان یافت و بمقر خود افشین ( قریه ای از حدود غرجستان که در ۱۲ فرسخی مرورود است) بر گشت تا آنکه برای سلطان جنگی پیش آمد که لازم بود عده بسیار جمع آورد
۸۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
