Machine transcription
شماره (دهم) سال مجله کابل (٢٦)
نوعی و وظائف انسانی معامله کرده : رحم ، شفقت ، عشق و علاقه بهمنوع ، احترام حقوق
وطن ، ملت و جامعه را فراموش ساخته درین دهر سه پنج نه در خور آخرت کاری می نمایند
نه برای عالم و حیات آینده خود و اولاد خودها افتخاراتی باقی میگذارند .
درین میانه بعضی کلمات برجسته که از رجال معروف و حکمای بزرگ در همین خصوص
مخاطر داشتم ، لبهایم بخود بخود به تذکار آن مترنم شده به گویندگان آن تحیت گفتم واقعاً
کسانیکه در راه سعادت اجتماع و خوش بختی نوع خود خدمت کرده و آثاری باقی میگذارند
روح آنها حیات ابدی داشته و همیشه در خاطره ها حاضر و طرف تذکار خیر واقع می شوند.
اثر طبع جناب قاری عبدالله خان عضو انجمن ادبی کابل
باستقبال قصیده مشهور آقای ملك الشعراء
بهار فارسی که مطلعه قصیده اش اینست
( دوش در تیره گی عزلت جانفرسائی
بود روشن دلم از صحبت روشن رائی )
راز حیات
شب که بودم بخرد صحبت جان افزائی
داشت با من سخن از هر طرف و هر جائی
پاسخهای دقیقش همه تن گوش شدم
رازها داشت بدل خواست کند افشائی
نکته ها سر زدش از چشمه زاینده فکر
موج زن از ته هر نکته او دریائی
دقت فکرت او تیزتر از سرعت نور
وسعت طبع چو پهنای فلك پهنائی
گوهری نیست گرانمایه تر از جوهر عقل
آب و تابش چو دهد فکرت معنی زائی
هرچه مشکل بنظر بود بایما بکشود
حل مشکل چقدر خوش بود از ایمائی
۹۷۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
