Machine transcription
شماره ( نهم ) سال دوم مجله کابل ( ١٠ )
فرع باشند . چه این معانی ، از امور مادی محسوسی است و بحیات بدوی نزديك تر است و شاید
که در وضع معنی مجرد اصل باشد ـ بعد ها عرب از معانی فوق دیگر معانی وضعی حقیقی پیدا
کردند و در همه مانند معانی اول ؛ معنی خلوص ملحوظ است بر وجه ذیل :
( ١ ) بمعنی خلوص از شوائب ظاهر یا با طن . معاجم اللغت می نویسد : سلم بفتح
اول وسکون دوم وسلام وسلامه بمعنی خالص وعاری شدن است از آفتهاي ظاهر وياباطن .
٢ ـ معنی صلح و امان . ارباب لغت میگوید : سلم وسلم بكسر وفتح سین دو لغتست در
صلح ومانند ( سلام ) گاهی مذکر وگاهی مونث استعمال می شوند .
٣ ـ بمعنی طاعت وانقیاد : ( سلم ) بفتحتین وسلم وسلم بفتح و كسر هر سه در كتب
لغت بمعنی گردن نهادن ، انقياد وطاعت آمده .
سلام از اسمای حسنی وسلام بمعنی تحیت ودعا را نیز ارباب لغت بمعنی خالصی وسلامتی
میگیرند یعنی از سختیها و آفتها . سلم بمعنی سلف هم اگر باید معنی رد شود چندان دشوار نمینماید.
فعل ( اسلم ) از باب افعال در لغت دو نوع مستعمل شده : (١) لازم (٢) متعدی .
فعل لازم بمعنی درآمدنست در سلم یعنی در صلح وطاعت ، علمای صرف میگویند که ـ باب
افعال لازم بمعنی در آمدن دريك چيز مى آيد ما نند اقحطت ( در آمدم بقحط ) اعرقت
بعراق درآمدم .
مکر فعل متعدیش ؛ فاعل فعل را مفعول می سازد مانند : اسلم الشيئی لفلان كه لفظ شی
مفعول واقع کشته و در سلم الشي لفلان فاعل بوده ومعنی اسلم وسلم يك چيز است .
لفظ (اسلام) مصدر اسلم لازم باشد یا متعدی مانند فعل خود بتمام معنى هاي سابق دلالت
میکند اصل معنی لغت ( سلم ) وفرعش همه در فوق بیان گردید ، و در قرآن کریم صیغه های
بسیار ازین ماده در معانی لغوي خود استعمال یافته از انجمله بمعنی خالصی و پاکیزگی از شوائب
ظاهری و باطنی درین آیه است از سورة بقره ( قال انه يقول ا نها بقرة لا ذلول تثير الارض
ولا تسقى الحرث . مسلمة لاشية فيها )
و در این آیه از سورة شعرا : ـ الامن اتى الله بقلب سليم (١)
(١) در رکوع پنجم سوره شعر است این سوره مکی و سوره ٢٦ است .
٨٤٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
