Machine transcription
شماره ( نهم ) سال دوم
دین اسلام
( ۹ )
پیروان ابراهیم را ( عليه السلام ) حنیف می نامیدند . حنیف بمعنی مائل است . پیروان
ابرا هیم از بت پرستی که در آفاق فاش گشته بود میل کرده کناره جستند . یا آنها را مسلم
میگفتند باینمعنی که توحید خالص را تجدید و صیانت کردند چه مسلم بمعنی شخصی است که
تجدید و صیا نت يك چیز را بسلامتی نماید . و تفسیر کردن ( مسلم ) را به مستسلم لله
( فرمانبرخدا ) یا تسلیم کننده نفس از بهر او تعالی ، معنی است که بتصوف نزديك تر است
تا بمعنی اصلی ( کارا دی فومفکرین اسلام ص ٥٥ ج ٣ ) این رأی از جنبه لغوی نیکو
نمی نماید زیرا نه درمادة اسلام ونه در صورتش چیزی مؤید آن یافت نمیشود اگر با قتضای
اصول لغت و قواعد اشتقاق نظر شود و از معنی این لفظ تجدید وصيانت هم نيست و نه
صیغة افعل ( اسلم ) مفید یکی ازین دو معنی می گردد .
ب - نظریۀ راجحه
در معنی لغوی و معنی شرعی کلمه اسلام .
ار باب لغت در مادۀ ( سلم ) وصیغه های مختلفۀ آن معانی ذکر کرده اند و بر متامل اصل
و فرع آن ظاهر گشته میداند کدام معنی اصل و کدام فرع میتوانشد . بلی کتب معتبرۀ لغت
ما نند : کتاب اشتقاق ابن درید صحاح جوهری ، المفردات فی غريب القرآن ، لسان العرب
ابن منظور و مصباح منیر ابن فیومی مینویسند که : ـ (سلام ) به كسر سين و ( سلم ) بكسر لام
سنگ سخت را میگویند از جهتی که سالم است از رخاوت و نرمی و ( سلمه ) مفرد آنست .
استلام ( ۱ ) ( بروزن افتعال ) هم از ( سلمه ) اشتقاق یافته . و نيز ( سلم ) بفتحتين
درختی است بزرگ خار دار و برگش را قرظ کویند و دباغت چرم بآن می شود ـ گویا
برای درخت مذکور همین نام گذاشتند از سببي كه بزعم عرب درخت موصوف از آفتها
سالم است . و چون پوست را به ( سلم ) دبا غت کنند ، ( سلمت ( ۲ ) الجلد ) میگویند
که از همین سلم اشتقاق میشود وشايد برای مادۀ سلم همین معانی اصل نستين وديگر معانى
(۱) بمعنى استلام حجر اسود .
(۲) ازضرب ، يضرب
٨٤٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
